پیشینه مطالعات تاریخی دیوار بزرگ گرگان
این سد سدید را اسم متعدد است . بعضی سد ایران و تورانش می خوانند و برخی سد یأجوج و مأجوج می گویند ، ولی آنچه در ترکمنستان معروف و مشهور است سد قزل آلانش می نامند .
تعریف و توصیف این سد در همچو صحرایی از قوه بشریت خارج است و می توان گفت این سد مانند سلسله کوهی در سمت شمال گرگان همه جا از مشرق به مغرب کشیده شده بود و نسبت این بنا را به انوشیروان عادل می دهند .
بعد از هزار سال که نوشیروان گذشت گویند از او هنوز که بوده است عادلی
تمام این سد که به طول بیست فرسخ است از آجرهای ضخیم بنا شده و این سد گرچه امروز در بعضی نقاط از هم گسسته و ریخته و متلاشی شده و با خاک یکسان است ولی در بعضی نقاط صحرای یموت مانند سلسله کوه برجاست .
آثار این سد از نزدیکی خرابه شهر جرجان به سمت صحرای یموت در شمال گرگان تا مصب رود گرگان که فعلاً آب فرو گرفته نشان می دهد و در امتداد این سد در هر فرسخی قلعه و قراولخانه ای ساخته شده بوده که امروز جز تپه های خاکی علامتی ندارد .
نقاطی که این سد پابرجاست از نزدیکی «سنگیر سوار» تا گنبد قوجوق است و ثخن این سد به 5 متر می رسد ، ولی ارتفاع کاملاً به دست نیامده در بعضی نقاط از 5 متر می گذشت.
یکی از طوایف یموت که در سه فرسخی گنبد قابوس ساکنند و در تهور و خودسری و وحشیگری تا امروز ثابت قدمند طایفه « قوجوق» است که پشتشان به این سد مقابل ابه های خودشان گرم است و سنگرهای جنگی و سوالجیشی از آثار قدیمه در اراضی خود دارند.1
تجنبار ، دیوار و دربند گرگان
«« عبدالرحمن عبادی»»
بزرگترین سپر و سنگر طبیعی زندگانی خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در گیلان و مازندران در طول هزاران سال از تاریخ درازشان ، طبیعت استثنایی و وضع جغرافیایی سرزمینشان بوده که دالان باریکه ای است میان دیوار بلند و سر به فلک کشیده کوهستان البرز و آبهای بزرگترین دریاچه جهان ، همراه با پوشش گیاهی بی مانندی از کهنه ترین جنگلهای انبوه و گسترده ، که سراسر این دالان را باغستان طبیعی ایران ساخته است .
ته این دالان در غرب به کوهستان دیواره های آذربایجان و سراسر جنوب آن به رشته کوهستان البرز و شمالش به آّب دریا تکیه دارد .
امّا سر این دالان در شرق ، مانند دهانه گشاد سرنا ، باز بوده ، دروازه و درگاهی هموار ، به نام جلگه گرگان برای ورود به درون این باغستان طبیعی می سازد . درست از همین راه دهانه و گذرگاه هموار بوده که گواهی آگاهی های کنونی از هزاره اول پیش از میلاد تا سده بیستم میلادی امواج پیاپی مهاجمان از سپاهیان اسکندر مقدونی گرفته تا تیره ها و اقوام بیابانگرد آسیای مرکزی (مانند : ترک ، غز و مغول) و از عربان گرفته تا سپاهیان مستعمره داران روسیه تزاری به شمال ایران درآمدند . از این رو چه مردم دهانه این دالان که گرگانیان باشند و چه دولتهای توانای قدیم ایران ناگزیر برای جلوگیری از تاخت و تازهای اقوام بیانگرد شمال شرقی ، یکی از راههای چاره دفاع از کشور راکندن خندقها ، بستن دیوار و سد دفاعی در دشت گرگان دانسته ، به ساختن آن دست زدند .
چینیان ، همین کار را پیش از آن در برابر همان اقوام بیابانگرد شمال غربی کشور خود کرده بودند . دیوار آنها تاکنون سرپا و استوار بر جای مانده ، امروزه به نشانه یکی از شگفتیهای تاریخ گذشته آن مردم ، مایه غرور چینیان و آفرین جهانیان است . دیوار گرگان که پس از آن ، برای پاسداری از مرزهای کشور راه ابریشم و بازرگانی آن با غرب در دشت گرگان ساخته شد ، مدتها باشکوه و استواری فراوان سرپا بوده و چون کاری سترگ بود به نشانه یکی از کارهای بزرگ تاریخ ایران ، جسته و گریخته در کتابخاب قدیم وصف شده است . اما دیری نپایید که یورشهای نیرومند و پیاپی همان اقوامی که آن دیوارها در برابرشان ساخته شده بود با پیشامدهای بد و سختی که بر این مردم و این کشور روی آور شد ، سرانجام این دربندها و سنگرها را چنان از میان برد که امروزه تکه پاره هایی از بازمانده آن را از راه آجرهای بزرگ و چارگوش عصر ساسانی باید جستجو کرد و بازیافت .
از همین رو است که امروزه ، جز شماری از کتاب خوانده ها ، کمتر کسی می داند و باور می کند که در ایران نیز نمونه ای از دیوار چین ، در دشت گرگان وجود داشته است .
کسانی که هم نامی از دربند آلان یا دربند خزران یا باب الابواب در شمال ، در زمان ساسانیان شنیده یا جایی خوانده اند ، این دیوار را همان دربند قفقاز دانسته با آن یکی شمرده اند . از این رو ناگزیر باید با آوردن و دلیل از کتابهای کهن و آثار بازمانده باستانی از آن دیوار ، وجودش را ، همچون سد و بندی دیگر و جدا از دربند قفقاز و آلان اثبات کنیم . در این مقاله نخست نمونه هایی از متن کتاب های معتبر کهن و برخی از نوشته های محققان جدید را نقل کرده سپس درباره دیوار گرگان و زمان ساختمانی و ویرانی و آثار بازمانده و نامها و معانی لغوی چند نام از نامهای آن اشاره وار شرحی می آورم .
الف : دیوار گرگان یا تجنبار در متون کهن
الف - 1 – از نوشته کتاب پهلوی شهرستانهای ایران به گواهی جملاتی که در زیر نقل می کنیم . می توان دریافت دیواری که در برابر اقوام چول ساخته شد همین دیوار گرگان بوده است . در آن کتاب کهن آمده : « در ناحیه خراسان: … در بلخ درخشان اسپندیار پسر گشتاسف شهرستان نوازک را بنا نهاد . او آتش پیروزمند (بهرام) را بدانجا نشانید . او نیزه خویش در آنجا بزد . او به یبغوخاقان و سنجپیک خاقان و خان بزرگ وگوهرم و توزا و ارجاسپ شاه خیونان پیغام فرستاد که : نیزه من بنگرید . هر کس به وزش این نیزه نگرد ، چگونه می تواند در ایرانشهر تاخت و تاز بکند ؟ …
در گرگان شهرستانی که دهستان خوانند نرسی اشکانی بنا کرد . شهرستان کومش پنج برج2را آزی دهاک3 پیشوای جادوگران ساخت . نشیمنگاه پهلویان4 در آنجا بود . یزدگرد پسر شاپور5 در پادشاهی خود ، در مقابل تاخت و تاز چول ، در آنسو ، دیده بان6 نیرومندی بساخت . پنج شهرستان : خسروشاد، خسرومشت آباد ، و ویسپ شاد خسرو و هوبد خسرو و شادفرخ خسرو را خسرو پسر کباد ، بنا نمود و نام نهاد .7 او فرمود در آنجا دیواری به درازی 180 فرسنگ و به بلندی 25 ارش شاه و یک کوشک و دستگرد8 بسازد … »9
در این متن دیده می شود که پنج شهرستان کومش پنج برج و گرگان و دهستان جزء خراسان قدیم بوده آن دیوار هم برای جلوگیری از تاخت و تاز چول ها یا اتباع چول خاقان ساخته شده بوده که به روشنی می رساند باید همین دیوار معروف گرگان بوده باشد . باید دانست از جهت تاریخی نیز لقب چول خاقان گواه دارد . زیرا یکی از ترکان فرمانروای بیابان آنسوی جیحون در سال 603 میلادی بجای پدرش نیلی خاقان به پادشاهی نشت و لقب چول خاقان یا چولوخاقان یافت . اما در برابر اقوام مهاجم همجوار خود به نام تولوس و سیر تر دوش شکست و در سال 611 میلادی به دربار چین پناه برد .10 زمان پادشاهی چولخاقان مصادف با فرمانروایی خسرو دوم پرویز ساسانی بوده است .
نام سنجپیک خاقان که در کتاب پهلوی شهرستانهای ایران آمده به نام سنجبو خاقان در کتب عربی ، همانندی دارد . از این رو ، این خاقان ترکها باشد که به مفهوم کنونی ترک ، از سده ششم میلادی ، در آسیای مرکزی پدیدار شده با ساسانیان درآویختند و راه ابریشم را که از خراسان و جنوب دریای خزر می گذشت مورد تهدید قرار دادند .
در این باره دکتر عباس زریاب خویی در کتابچه خود به نام ساسانیان چنین نوشته :
« هنگامی که در نیمه اول سده ششم میلادی ، دولت هیاطله ، بزرگترین و خطرناکترین دشمن ایران به حساب می آمد ، دولتی بزرگ و مقتدر ، در استپهای آسیایی مرکزی از سر حد چین ، تا شمال دریای خزر ، از اتحاد قبایل : اورال – آلتائی به وجود آمد که در تاریخ به نام دولت ترک معروف شد . دو قرن پس از آن ، اقوام ترک در طی هزار سال ، بزرگترین عامل سیاسی و نظامی در آسیای مرکزی ، و از سده نهم میلادی به بعد بزرگترین عامل سیاسی و نظامی غربی گردید … ترکها در سال 552 میلادی قبیله (شوان – شوان) را از میان بردند و در سال 557 میلادی برادر بومین خاقان به نام ، ایستمی خاقان ، با خسرو انوشیروان متحد شد و آن دو ، هفتالها و یا هیاطله را از میان برداشتند و متصرفان آنها را از میان خود تقسیم کردند و ظاهراً رود جیحون به عنوان مرز میان ایران و دولت ترک تعیین شد …
ایستمی خاقان ، در نوشته های مورخان بیزانسی ، سیلزیبولوس ، و در کتب عربی ، سنجبوخاقان نامیده شده است . سیلزیبولوس و سنجبو یکی است ، و لقب ایستمی خاقان است . و مارکورات Markwart ایران شناس آلمانی ، سنجبورا ، صورت فشرده ای از سیرجبغو می داند . جبغو یا یبغو، لقب امرای ترک و سیر نام یکی از طوایف ترک است که نام سیر دریا (سیحون) از آن است .11 روابط ایستمی خاقان ، به زودی با خسرو انوشیروان تیره شد ، واین فرصتی بود که امپراتور بیزانس، یوستین دوم ، فوراً از آن استفاده کرده ، درصدد برآمد که به وسیله اتحاد با دولت نیرومند جدید ترک ، دولت ایران از چند سو زیر فشار قرار دهد .یوستیندوم در سال 568 میلادی فرستادگان ترک را پذیرفت و در این ملاقات سخن از ارسال ابریشم ، از راه شمال دریای خزر به روم ، پیش آمد و امپراتور خواست تا از این راه ، انحصار تجارت ابریشم را از راه ایران بشکند …»12
الف - 2 - تاریخنگار کهن بلادزی ، که گویا در 279 هجری قمری برابر با 893 میلادی در گذشته در کتاب فتوح البلدان آورده که :
« انوشیروان با پادشاه ترکان خویشاوندی کرده دخترش را بزنی گرفت و با این تدبیر به آسودگی میان ایران و خاک ترکان دیواری کشید که پهنای آن سیصد ذرع بود . در آن دیوار سنگ و سرب بکار برده از دریا تا کوه امتداد داشت . و دستور داد تا با کشتی سنگها را آورده در دریا فرو ریختند و دیوار را درون آب پیش بردند . و بر آن دیوار درهایی آهنین گذاشتند که یکصد سوار دران نگهبانی می دادند » .13
الف - 3 - از قدیمی ترین تاریخ نگارانی که پس از اسلام ، ایرانیان ، ا زدیوار گرگان یاد کرده اند ، ابوبکر احمد بن محمد بن اسحاق همدانی معروف به ابن فقیه است که در سال 290 هجری قمری برابر با سال 903 میلادی کتابی به نام البلدان نوشت که به گفته این ندیم هزار ورق بوده است . برگزیده ای از آن کتاب به نام مختصرالبلدان به وسیله مترجم توانا آقای ح . مسعود در سال 1349 به فارسی خوبی برگردانده شده است . این فقیه درباره دیوار و سد معروف گرگان چنین یاد کرده است :
« نخستین شهر طبرستان از سوی گرگان طمیش14 است . و آن در مرز گرگان افتاده است . و دروازه ای کلان دارد که هیچ یکی از طبرستانیان نتوانند از آن جای بیرون آیند و به گرگان شوند ، جزء از همین دروازه . زیرا دیواری از آجر و آهک از کوه تا دل دریا کشیده شده است . آن دیوار را خسرو انوشیروان ساخت تا ترک را از تاراج طبرستان باز دارد . در طمیش خلق بسیاری هستند و مسجد جامعی است و منبری و سرهنگی رتبه دار با دو هزار مرد . » 15
الف - 4 – این خردادبه که در 300 هجری قمری درگذشت در کتاب مسالک و الممالک درباره دیوار گرگان نوشته است :
« از دیوارهای دفاعی بزرگ زمان انوشیروان که در خشکی در گرگان در برابر ترکان ساخته شد ، دیواری استوار از آجر و گچ بود تا اینکه یکی از پادشاهان ترک که صول نامیده می شد بر آن چیره شد و سپس مسلمانان آن را گشودند . »16
به گمانم این صول صورت لفظی دیگر از نام دسته ای از اقوام بیابانگرد آسیای مرکزی است که در کتاب پهلوی شهرستانهای ایران به صورت چول نوشته شده و فرمانروای آنها چول خاقان یاد شده بود که پیش از این آورده شد . چه در تعریب حرف چ ایرانی در بسیاری موارد به ص بدل می شده است . مانند گچ = جص ، چک = صک ، چنگ = صنج ، چغانی = صغانی ، چلیپا = صلیب ، چنار = صنار ، چین = صین ، بلوچ = بلوص ، دارچینی = دارصینی و …. بنابراین دروازه صول همان دروازه چول یا دربند چول به معنی دیوار و دربند گرگان بوده است . به ویژه که پس از اسلام از روی همان نام کهن چون پادشاهان گرگان تا چندین سده لقب صول داشته اند . ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه ……….. و سیوطی در تاریخ الخلفا نوشته اند که شهریاران گرگان و فرمانروایان دهستان لقب عامشان بوده است .17 در تاریخ طبرستان نام عمومی اینها نهابنده صول نوشته شده که هر یک نهبدصول بوده اند18 ، و در معجم البلدان درباره همین لغت صول چنین آمده :
« صول : لفظی عجمی است . و در عرب آن را اصلی نیست . شهری است در بلاد خزر در نواحی باب الابواب و آن دربند است .»19
در لغت نامه دروازه صول ، دروازه چول ، دربند چول هیچکدام نیامده اند . جالب اینجاست که چون اقوام چول مهاجم و تازنده بودند عربان و عربی نویسان از لغت چول صول به معنی : حمله کردن و بر حریف خود برتری جستن و کشتار کردن ساخته و بکار برده اند . در برخی از فرهنگهای فارسی چول را ترکی و به معنی بیابان و صحرای لخت و خالی از آدم نوشته اند . ولی در لغات ایرانی چه در نام های جغرافیایی و چه در لغات مردم ، سابقه کاربردش کهن است . در فارسی : جولیدن یعنی : ژولیدن و پریشان شدن و در دیلمی چول به معنی : ویران و ویرانه و آبادی ویران شده و چول گودن به معنی : ویران کردن و با خاک یکسان نمودن هر جا و هر جا و هر چیز آباد هنوز هم زبانگرد20 است . که در این معنی نیز صفات آن مهاجمان و کارهایشان به یادگار مانده است .
الف - 5 – ابراهیم اصطخری که در 346 هجری در گذشته ، در کتاب مسالک و ممالک خود اشاره ای به دیوار گرگان دارد :
« در ناحیه آبسکون ثغری هست آن را دهستان خوانند . جایی پرنعمت که از ثغور غزیه است . و از خوارزم ترکان آنجا آیند . »21
الف - 6 - در کتاب گرانبهای حدود العالم که در 372 هجری قمری به فارسی استوار و زیبایی نوشته شده دیوار گرگان را (ثغر بر روی غوز نامیده و نوشته که گرگان و دهستان در ناحیت دیلمان است .
« دهستان جائی با کشت و بذر بسیار ست و سوادی بسیار . و ثغر است بر روی غوز . »22
الف - 7 - فردوسی نیز در شاهنامه آورده که انوشیروان چون به گرگان رفت و دادخواهیهای دهقانان و بازرگانان را از تاخت و تاز ترکان شنید ، دستو رداد که استادکار و کارشناس آورده دیواری بلند به ارتفاع ده کمند از سنگ و گچ ساختند تا مردمان از گزند دشمنان بیرون مرزی در امان باشند .
|
« تن آسان بسوی خراسان کشید
|
سپه را بر آیین ساسان کشید
|
|
بهر بوم آباد کوه بر گذاشت
|
سراپرده و خیمه ها زد بدشت
|
|
از این گونه لشکر به گرگان کشید
|
همی تاج تخت بزرگان کشید
|
|
زگرگان به ساری و آمل شدند
|
بهنگام آواز بلبل شدند.
|
|
در و دشت یکسره همه بیشه بود
|
دل شاه ایران پر اندیشه بود
|
|
زهامون به کوهی برآمد بلند
|
یکی بر تازی نشته بر سمند
|
|
سر کوه آن بیشه ها بنگرید
|
گل و سنبل و آب و نخجیر دید
|
|
چنین گفت کای داور کردگار
|
جهاندار و پیروز و پروردگار
|
|
بدو گفت گوینده ای دادگر
|
گرایدر ز ترکان نبودی گذر
|
|
از این مایه ور جای و این فرهی
|
دل ما نبودی ز رامش تهی
|
|
نیاریم گردن بر افراختن
|
ز پس کشتن غارت و تاختن
|
|
نماند بسیار اندک بجای
|
ز پرنده و مردم و چارپای
|
|
گزندی که آید به ایران سپاه
|
ز کشور به کشور ، جز این نیست راه
|
|
بسی پیش از این کوشش و رزم بود
|
گذر ترک را ، راه خوارزم بود
|
|
کنون چه ز دهقان و بازگانان
|
برون آورد ، سر دهد رایگان
|
|
سپاه آوردی به این جایگاه
|
بگردان بد از ما ، و بربند را
|
|
نکاهد هیچ گنج ، کافزایشست
|
بمابر ، کنون ، جای بخشایشست
|
|
سر شک از دو دیده ببارید شاه
|
چو بشنید گفتار فریاد خواه
|
|
بدستور گفت ، آنزمان ، شهریار
|
که پیش آمد اینکارد دشخوار ، خوار
|
|
نشاید کزین پس چمیم و چریم
|
و گر خویشتن تاج را پروریم
|
|
جهاندار نپسندد از ما ستم
|
که باشین شادان و دهقان دژم
|
|
چنین کوه و ، این دشتهای فراخ
|
همه از د رباغ و میدان کاخ
|
|
پر از آب و نخجیر و آب روان
|
ز دیدن همی تازه گردد روان
|
|
نمانیم کین بوم ویران کنند
|
همان غرت شهر ایران کنند
|
|
ز شاهی و از رای و فرزانگی
|
نشاید چنین هم ز مردانگی
|
|
نخوانند بر ما کسی آفرین
|
چو ویران بود روی ایران زمین
|
|
بدستور فرمود : کز هند و روم
|
کجا نام باشد بآباد بوم
|
|
ز هر کشوری مردمی ژرف بین
|
که استاد یابی ، بدین ، بزرگزین
|
|
یکی باره از آب برکش بلند
|
بنش پهن و بالای او ده کمند
|
|
بسنگ و بگچ باید از ژرف آب
|
برآورده تا چشمه آفتاب
|
|
همانا کزین گونه سازیم بند
|
ز دشمن به ایران نیاید گزند
|
|
نباید که باشد کسی زین به رنج
|
بده هر چه خواهند و بگشای گنج
|
|
کشاورز و دهقان و مردم نژاد
|
نباید که آزار یابد ز باد
|
|
یکی پیر موبد بدان کار کرد
|
بیابان همه پیش دیوار کرد
|
|
دری بر نهادند از آهن بزرگ
|
رمه یکسر ایمن شد از رنج گرگ
|
|
همه روی کشور نگهبان نشاند
|
چو ایمن شد ، از دشت لشکر براند »23
|
الف - 8- دربند چول یا دربند صول
ثعالبی که در 350 – 429 هجری قمری برابر با 961 – 1038 میلادی می زیست در کتاب نامدار خود غرر ملوک فرس و سیرهم که به عربی نوشته ، آورده که خسرو اول ، انوشیروان ساسانی ، پسر قباد
« در گرگان دیواری از سنگ و دروازه صول یا دربند صول را که پنج فرسنگ درازا داشته و از سنگ مرمر بود ساخت .
در باب الابواب نیز دیوار و دربندی میان ایرانشهر و خزر بنا کرد … »24
در اینجا به روشنی یاد شده که دربند صول غیر از دربند خزر و یا باب الابواب بوده است .
الف - 9 – گردیزی که کتاب زین الاخبار خود را در حدود 442 – 443 هجری نوشته آورده است که یزگرد پسر بهرام گور ساسانی
« دیواری بنا کرد میان ارمینه و مرز تا باب الابواب .25 اما تمام نتوانست کرد و فرمان یافت … انوشیروان عادل : به گرگان رفت و آنجاها بنا افکند . از رخام کوشکی بنا کرد که کس اندرجهان چنان ندیده بود . همه دیوارها و بام او از رخام . و ترکان خوارزم به طاعت او آمدند . و دیواری که یزدجرد بن بهرام بنا کرده بود و اساس آن نهاده بود و تمام نکرده ، و پانزده فرسنگ درازی آن دیوار بود ، انوشیروان او را تمام کرد …»26
الف -10 - ابودلف ، جهانگرد و کارشناس عرب که سالهای 330 هجری برخی از جاهای ایران را دیده در رساله دوم خود درباره گرگان و راه میان آنجا و خوارزم نوشته :
« از گرگان به سوی خوارزم رفتم راه میان آن دشتی است بی آب و دشوار که پناهگاههایی در آن ساخته اند . در آن راه آثار زیادی از پادشاهان عرب و عجم27 دیدم . »28
الف - 11 - مطهر بن طاهر مقدسی که کتاب البلدأ و التاریخ خود را حدود 350 هجری قمری برابر با 961 میلادی نوشته در سرگذشت ساختمانهای شهرها . آبادیهای قدیم ، می گوید :
« یزدگرد گشن (= یزدجردالجشن)29 در ارمنستان و نیز در زمین گرگان دربندی ساخت . »30
علی بن مسعودی در مروج الذهب که در حدود سال 330 هجری قمری نوشته در پادشاهی بهرام دوم ساسانی آورده که :
« بروزکار او دربندها مجهز شدند . »31
و در پادشاهی یزد گرد پسر بهرام گور نوشته :
« وی در ناحیه باب و ابواب با خشت و گل دیواری بساخت . » 32
مسعودی مانند طبری و بلعمی و گروهی دیگر از مؤلفان کهن تنها تعمیر با ساختمان دیوار و دربند خزر را به انوشیروان نسبت داده ولی از ساخته شدن دیواری به نام و برای گرگان و دهستان سخنی نگفته است . این اشاره ها می رسانند که دربند سازی خیلی پیش از یزدگرد پسر بهرام گور آغاز شده بوده و ساختمان دیوار گرگان تنها کار خسرو اول انوشیروان نبوده است .
در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار ، آنجا که از پیدایش فرزندان جاماسب و داستان گیل گاوباره در زمان ساسانیان یاد می کند می نویسد که یکی از فرزندان جاماسب و داستان گیل گاوباره در زمان ساسانیان یاد می کند می نویسد که یکی از فرزندان جاماسب پسر قباد نامش نرسی بوده . « نرسی صاحب حروب دربند است . »33
روشن نیست که این کدام دربند است . دربند قفقاز یا دربند گرگان . چون به هر دو جا می خورد ، از این رو در اینجا یاد کردم .
الف - 12 - ابن بلخی در فارسنامه که در سال 510 هجری قمری نوشته ، دیوار گرگان را ساخته فیروز پسر یزدگرد ساسانی دانسته و نوشته :
« از آثار او که در عمارتهای جهان نمودست … دیوار ، پنجاه فرسنگ به خنجد ، میان حد ایران و توران و سرگذشت او بسیار است . »34
الف - 13 - نزدیک 770 سال پیش ، نویسنده ای جغرافیدان به نام محمدبن نجیب بکران در 605 هجری برابر با 1209 میلادی کتابی نوشت به نام جهان نامه ، او درباره دیوار گرگان به عنوان یکی از عجایب عالم شرحی نوشته و آن را « تجنبار – tajan-bar » نامیده و گفته است :
« به حدود گرگان دیواری کشیده است ا زخشت پخته از سر کوه «علیاباد35 – alyabad » تا ناحیت « سیاوشاک 36- syavashak » تا آبسکون37 و هر خشتی سی من تا چهل من ، و طول این دیوار پنجاه فرسنگ برآید . و این دیوار که بر دره گز38 و باورد39 نزدیک دیه بغوده می گذرد و به زیر شهر باورد در بیابان فروگذرد بسوی سرخس40 ، معلوم نیست تا هم خود از این دیوار است یا آن خود دیواری دیگرست . و آن دیوار که به حدود گرگان است آن را تجنبار41 خوانند .»42
کوه علی آباد همین کوهستان کتول درعلی آباد کنونی است . سیاوشک گه امروز دیگر به این نام برجا نیست روستائی شناخته شده بوده که نام سیاوش را روی خود داشته و میان علی آباد و جزیره آبسکون قرار داشته است . به معنی لغوی ، سیاوشک را می توان سیابیشه یعنی : جنگل با کوهستان سنگی و وشک یا ویشک بمعنی : بیشه و جنگل است .
الف - 14 – ه . ل . رابینو در کتاب مازندران و استرآباد خود می نویسد :
« از عهد قدیم ، استرآباد همواره در معرض حمله ایلاتی بوده است که در شمال این ایالت اقامت داشتند . به منظور دفاع کردن از گرگان و دهات اطرافش ، انوشیروان ساسانی ، با روی عظیم قزل آلان را ساخته بود . »43
رابینو در جای دیگر نوشته :
« از روزگار باستان قلعه ها و سدهایی ساخته شده بود تا مازندران را از تهاجم حفاظت کند . این استحکامات عبارت بودند از : سد معروف انوشیروان ساسانی (531 – 578 مسیحی) یا دیوار «غزل آلان qezel – alan» که به فرمان او ساخته شده بود تا دشت گرگان را در برابر حمله های اقوام ترک آسیای مرکزی و « ازبکها ozbaks» و « ترکمان torkaman» حفظ کنند . دیگر : « فیروزکنده – firuz – kanadeh » و آن خندقی است که فیروز شاه شوهر « آمله amolah» بیانگذار شهر آمل از گرگان تا دشت مغان در کنار دریا ساخته بود . سوم : سد فرخ خان کبیر44 که آثار آن را هنوز می توان در خرابه شهر ، که مرز قدیمی مازندران بود مشاهده کرد . سرزمینهای مشرق آن شهر ، بیرون تمیشه و مغرب آن اندرون تمیشه خوانده می شده است . چهارم : دیواری بود که مازیار45 از جاجرم تا گیلان ساخت و در آنجا دروازه هایی بود و هر دروازه نگهبانی داشت که هیچ کس مجاز نبود از محلی که « ماز – maz » نام داشت و داخل آن مازندران بود رفت و آمد کند . پنجم « جرکلباد – jar – kolbad » یا خندق کلباد که در زمان پادشاهی کریمخان زند به وسیله محمد خان سواد کوهی که آن زمان حاکم مازندران بود ، کنده شده تا اشرف و حدود شرقی مازندران را از تاخت و تاز ترکمنها حفظ کند . ششم : شاه مرز در مشرق استرآباد که بین آن شهر و قره سو46 است و گویا در زمان ناصرالدین شاه قاجار ، محمد تقی خان به امر اتابک به منظور تهیه قسمتی از تدارکات دفاعی در برابر ترکمانان حفر نمود … »47
شخصی به نام میرزا ابراهیم در سالهای 1276 و 1277 هجری قمری کتابی برای ژنرال درن نوشت که به نام (سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان و دامغان و سمنان) چاپ شده است . در این کتاب درباره جرکلباد یعنی : خندق کلباد که برای دفاع در برابر تاخت و تاز ترکمنها کنده شده بود چنین آمده است :
« شاه عباس ماضی در انتظام امر مازندران و استرآباد اهتمام تمام داشت . به ملاحظه تاخت و تاز طوایف ترکمانیه ، مقرر فرمود که از حوالی کوه متصل به اشرف البلاد تا سواحل لب دریای خزر که طول چهار فرسنگ است ، خندق عمیق کندند که سوار از آن نتواند گذشت . و راه عبور مازندران نبود . چون جر به معنی : شکاف است و این جر در حوالی کلباد واقع است به جر کلباد مشهور شده . لیکن در این زمان خراب شده است و چندین راه دارد . »48
رابینو ساختمان این جر را به دستور کریمخان زند می داند . اما نسبت ساختمان جر کلباد به شاه عباس صفوی باور کردنی تر است .
الف - 15 – کریستن سن در کتاب معروف خود به نام ایران در زمان ساسانیان نوشته :
« یزدگرد (پسر بهرام گور) پادشاه قبایل هون موسوم به چول را که در شمال گرگان سکنی داشت و در اعمال شهدا49 از او نام برده شده ، شکست داد و در این کشور که تسخیر کرد ، شهرستان یزد گرد تأسیس نمود و سالی چند در آنجا اقامت گزید تا به سر حدات که دستخوش غارت وحشیان بود نزدیکتر باشد . »50
کریستن سن هم از ساختمان دیواری به نام گرگان ، به دست خسرو انوشیروان یادی نکرده فقط در جایی اشاره کرده که سین جیبو ، خاقان ترکها بر هفتالیان چیره شده با خسرو انوشیروان هم مرز شده « سین جیبو به تحریک دولت روم به ایران تاخت . قلاع استواری که کسری بنا کرد موقتاً به این حملات خاتمه داد … خسرو خواهان دوستی سینجیبو sinjlbu خاقان ترک بود … از او خواست که اجازه دهد تا دیواری بسیار استوار بنا کردند » معلوم نیست منظور از این دیوار دربند قفقاز است یا دیوار گرگان .
الف - 16 - گی لسترنج strange G.L.e جغرافیدانان انگلیسی در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمینهای فلات شرقی که در 1895 میلادی نوشته درباره سد گرگان می گوید :
« فیروز ساسانی در آن حدود (گرگان) جهت دفع تنازع با تورانیان دیواری ، طولش پنجاه فرسنگ به ساخت » . 51
او در جای دیگر درباره سد و دیوار طمیشه نوشته :
« در انتهای مرز شرقی طبرستان ، سه منزلی ساری ، سر راه استرآباد و یک منزلی استرآباد شهر طمیس در کنار معبر بزرگی که از کوه تا میان باتلاقهای کنار دریا امتداد ادامه داشت واقع بود . یاقوت گوید انوشیروان ، پادشاه ساسانی ، این معبر را بنیاد گذارد تا راه کسانی باشد که از طبرستان به خارج می روند »52
الف - 17 - گیرشمن در کتاب ایران از آغاز تا اسلام نوشته که در زمان خسرو اول انوشیروان .
« برای قطع راه مهاجمان دیواری به طول چندین کیلومتر که غرب گوشه جنوبی بحر خزر ساخته شد ، حمایت می کرد » 53
الف - 18 - سعید نفیسی در کتاب تاریخ تمدن ایران ساسانی نوشته که :
« ساسانیان نه تنها در قفقاز برای جلوگیری از یورشهای اقوام مهاجم به داخل ایران سد کشیده بودند بلکه در برابر ترکان شرقی نیز در مرز شمال شرقی کشور خود دیواری ساخته بودند که هنوز آثاری از آن سرزمین گرگان نزدیک بندر شاه باقیست . درباره سازنده این دیوار هم مانند دیوار غربی اختلافست ؛ برخی آن را به بهرام پنجم معروف به بهرام گور نسبت داده اند .برخی به فیروز و برخی هم قباد پسرش . درازای این دیوار را پنجاه فرسنگ ضبط کرده اند و چنانچه گفته اند از دهستان که در خاک گرگان و در شش منزلی کرانه دریای خزر بوده آغاز می شده است . تا سال 224 که مازیار پادشاه معروف طبرستان با تازیان و فرستادگان آنها جنگ می کرده است این دیوار باقی بوده و از بیرون شهر تمیشه در خاک طبرستان آغاز می شده و تا سه میل در دریا پیش می رفته است . و برای اینکه تازیان را نگذارد به کشورش راه بیابند این دیوار را در سال 224 تعمیر کرده است . و از اینجا پیداست به اندازه ای استوار بوده که تا زمان هنوز تعمیرپذیر بوده است … »54
الف - 19 - در سال 1935 – 1936 ، اریش . ف . اشمیدت با هواپیما ، روی برخی از مناطق شناخته ایران ، که بازمانده ها و ویرانه هایی از آبادیها و شهرهای باستانی در آنجاها برجا مانده ، پروازهایی انجام داده عکس های هوایی روشن و جالبی گرفته که آن عکسهای هوایی را همراه با یاداشهای کوتاهی درباره هر قسمت ، در کتاب خود به نام : پرواز روی شهرهای باستانی ایران گرد آورده که بخش پژوهش های شرقی دانشگاه شیکاگو آن کتاب را چاپ کرده و انتشار داده است . از جمله جاهایی که اشمیدت ، بررسی و عکسبرداری هوایی کرده آثار باستانی دشت گرگان است . او در این پروازها از تورنگ تپه ، ویرانه های یک شهر گمشده باستانی در کنار رود گرگان ، گنبد کاووس ، دیوار خسرو و یا سد کسری گرفته است .
او از این دیوار شگفت انگیز که تا زمان او در بیش از پنجاه سال پیش مقطعش کم و بیش بر جا بود . دو عکس هوایی خوب و روشن گرفته ، سپس از روی نقشه حکومت مستعمراتی انگلیس در هند و مطالعات باستان شناسی باستان شناس سوئدی به نام T.J. Arne و کتاب او به نام تپه های باستانی دشت گرگان و مشاهدات خود ، مسیر و نقشه دیوار خسرو را که از دریای گرگان رو به شرق تا 170 کیلومتر درازا داشته ترسیم و چاپ کرده است .
بنا به شرحی که او داده است ، دیوار خسرو به درازای 170 کیلومتر از گمش تپه در کنار دریا آغاز و از کناه شمالی رود گرگان و به موازات آن رو به شرق کشیده شده ، رو به خراسان و مرز کنونی ایران و شوروی رفته است . این دو عکس از آن کتاب گرفته شده است .
اشمیدت مانند مورخان و باستان شناسان این سد را دیواری دفاعی مانند دیوار چین برای جلوگیری از هجوم اقوام مهاجر آسیای مرکزی شمرده ، نامهای این سد و دیوار کهن را سد سکندر و « قزل ییلان qizil – yilan » نوشته و قزل ییلان را Red – Snake مار سرخ ترجمه کرده است . 55
الف - 20 - آقای دکتر منصور گرگانی ، مؤلف کتاب سودمند اقتصاد گرگان و دشت که خود از مردم همان سرزمین و از صاحب نظران مسائل اقتصادی است درباره وجود سد یا سدهایی کهن در آن دشت چنین نوشته :
« آثار سدی موسوم به قزل آلان در این جلگه مشاهده می شود که دیواری بوده است به طول 175 کیلومتر که از بحر خزر ، محل گمیشان ، شروع شده و بعد از گذشتن از شمال پهلویدژ و گنبد کاووس در دامنه های ارتفاعات شرقی ناپدید می شود . در قسمتهایی جنوبی این دیوار ، خاک ریزی هایی وجود دارد که در محل النگ و مهمترین آنها آق النگ نامیده می شود و منظور سازندگان آنها انتقال آب رودخانه گرگان به اراضی دوردست بوده است . در بعضی نقاط ، این خاک ریزها برای جلوگیری از طغیان رودخانه گرگان احداث شده که همه آنها نشانه ای از وجود یک تمدن دیرین در این دشت می باشد… همچنین در 17 کیلومتری مغرب مراوه تپه آثاری از یک سد قدیمی وجود دارد که آن را در محل سد سوزش می خوانند . و نیز در پنج کیلومتری قاران قایه ، آثار دیگری به همین ترتیب مشاهده می شود که موسوم به سد قیصر است … در سده دوم و سوم میلادی در شمال شرقی ایران شاهد تاخت و تاز قبایل جدیدی هستیم که از آسیای مرکزی به حرکت درآمده و در صحاری سیبریه جنوبی موج می زنند و سایر قبایل را به سمت اروپای مرکزی پیش می رانند . این اقوام هونهای سفید هستند که در ایران معروف به هیاطله شدند . در مقابل این قبایل بود که امپراتور چین موسوم به شی هوانگ تی ، در سده دوم پیش از میلاد شروع به ساختن دیوار معروف چین نمود و بدین طریق مانع از حرکت آنها به داخل چین شد … استقرار آنها در شمال شرقی ایران در زمان ساسانیان ناامنیهای بسیار به بار آورد و به همین جهت حوزه جغرافیایی گرگان و دشت همواره مورد تاخت و تاز آنان قرار گرفت .
در زمان فیروز پادشاه ساسانی مزاحمت هونها ، که مورخین ما آنها را هیاطله نامیده اند ، ، به اوج خود رسید فیروز (459-483) به تقلید از امپراتوران چین ، برای جلوگیری از هجوم هونها اقدام به احداث دیواری در گرگان (هیرکانیا) نمود . این دیوار ، که ویرانه و آثار آن امروز به نام قزل آلان و یا سد اسکندر خوانده می شود از آجر قرمز ساخته شده و در زمان برقراری خود ، شکوه و عظمتی داشته است . این دیوار از کنار دریای خزر تا کوههای گوکلان امتداد داشته و بدین طریق سدی به وجود می آورده ، که از یک طرف وصل به دریا و از طرف دیگر وصل به کوهستان بوده و از ورود هونها به داخل کشور ممانعت می کرده است .
قزل آلان ، که نموداری از تمدن ساسانی است رو به ویرانی می نهد و اینک بر اثر عدم توجه دولت ، حتی آثار آن هم معدوم شده است . اهالی دشت گرگان آجرهای این سد را کنده و در کارهای ساختمانی خود مورد استفاده قرار داده و انهدام آن را تشدید کرده اند . این دیوار تا چه اندازه توانسته است جلوی هجوم هیاطله را بگیرد بر ما معلوم نیست . ولی نباید فراموش کرد که فیروز در جنگ با هیاطله کشته شد . این دیوار سه متر ارتفاع داشته و از آجرهایی به ابعاد 10×40×40 سانتیمتر ساخته شده بود56 و در فواصل مختلف دارای چهار دیواریهای مربع شکلی بود که احتمالاً قلاع و مرکز و محل نگهبانی آن بوده است . اضلاع این چهار دیواریهای مربع شکل 50 متر است و در بعضی نقاط این جایگاها به صورت دایره ساخته شده و به شکل برج از سایر قسمت ها بلندتر بوده ، که گویا نگهبان در این برجها دیده بانی می کرده اند .
آقای عبدالرحمن فرامرزی معتقدند که این سد را کوروش کبیر ساخته و در این خصوص چنین می نگارد (کوروش کبیر سدی در مقابل ترکان زرد نژاد که در قرآن از ایشان به یأجوج ومأجوج تعبیر شده زده و همین سد است که آتیلا و قبایل هون را از حمله به ایران بازداشت … علت اینکه این سد به نام سد اسکندر معروف شد این بود که مورخین تصور می کرده اند گه ذالقرنین که در قرآن نامش آمده و سدی جلو یأجوج ومأجوج زده اسکندر است ، در صورتی که مطابق تحقیقات مولانا و ابوالکلام آزاد – وزیر فرهنگ سابق هند – ذوالقرنین کورش کبیر است ، نه اسکندر) .
این ادعا دور از واقعیت است . و قزل آلان به دستور کوروش کبیر ساخته نشده است زیرا : اولاً اغلب مورخین عهد باستان شروع به احداث این سد را به فیروز پادشاه ساسانی نسبت داده اند .
حمدالله مستوفی در نزهه القلوب می نویسد که فیروز برای جلوگیری از حملات هپتالیان اقدام به احداث این سد نمود . ثانیاً هیچ نوع مدرک تاریخی که دلالت بر احداث این دیوار توسط کوروش کبیر باشد وجود ندارد . زندگی کوروش خود مبین این موضوع است و در آن زمان هنوز هونها از آسیای مرکزی حرکت و مهاجرت خود را به سمت غرب آغاز نکرده بودند . هونها وقتی به سمت غرب به حرکت درمی آیند که شی هوانگ تی ، امپراتور مقتدر و نیرومند چین مبادرت به ساختن دیوار عظیم چین نمود و بدین طریق مانع حرکت آنها به داخل چین شد (بین سالهای 242-212 پیش از میلاد) . از این به بعد است که هونها راه مغرب در پیش می گیرند و در طی یک دو قرن به سر حدات ایران می رسند .
بنابراین اگر این واثقه را مؤثر در ساختن قزل آلان بدانیم ، تاریخ وقوع آن چندین قرن بعد از کوروش بوده است . ثالثاً مورخین یونانی که نوشتجات و آثار آنها از گزند زمان مصون مانده است ، خط سیر اسکندر کبیر را به ایران و نیز به گرگان (هیر کانیا) به تفصیل شرح داده اند . اگر چنین دیواری در آن زمان در ودای اترک و گرگان رود وجود داشت ، مسلماً از قلم آنها نمی افتاد . خاصه اینکه مسیر اسکندر ، طریقی بوده است که حتماً می بایستی این سد را (اگر آن زمان می بود) قطع نماید . رابعاً آجرهایی که در ساختن این سد بکار رفته است . خامساً آتیلا و کوروش کبیر هم عصر نبوده اند . کوروش در سال 529 پیش از میلاد و آتیلا در سال 453 بعد از میلاد در گذشته و فاصل مرگ آنها 982 سال بوده و چنین ادعایی بعید و خلاف مستندات تاریخی است . بنابراین بعید و غیر ممکن است که سد قزل آلان در زمان کوروش ساخته شده باشد . مسلم این است که این سد در زمان فیروز شروع و در دوره انوشیروان پایان پذیرفته است » . 57
چنانچه می بینید شرح آقای دکتر منصور گرگانی وافی تر از نظرات دیگران است .
الف - 21 - سیلویا . ا ماتسن در کتاب راهنمای آثار باستانی ایران که در 1967 در لندن به چاپ رسیده ، درباره دیوار گرگان ، نوشته :
« در گرگان ، حدود بیست کیلومتری پهلویدژ ، دیواری است به نام سد اسکندر یا قزل آلنگ (یعنی : دیوار سرخ) . در شمال این دیوار ، به سوی خاک اتحاد جماهیر شوروی ، منظقه ریگزارهای خطرناک مرز اران و شوری است که رفتن بدانجا باید با اجازه مرزبانی باشد . دیوار یاد شده را گویا انوشیروان ساسانی در سده ششم میلادی در برابر قبایل آسیای مرکزی ساخت که از 5 کیلومتری58 شرق دریای خزر آغاز و به درازای یک صد کیلومتر رو به شرق کشیده شده و در هر شش کیلومتر به وسیله پاسدار خانه هایی تقویت می شد . این دیوار که در طی قرنها ویران آجرهایش تاراج شده اکنون جاهای خالی پایه آن به صورت چند خط موازی هم ، از پشته و خاک و سنگ و گاهی آجر درآمده است. »59
اینها بودند پاره ای از کتاب ها و مأخذی که از دیوار گرگان و چگونگی آن یاد کرده اند و نگارنده بدانها دسترسی داشتم . از آنچه که در این مأخذ آمده برآمد :
اول : آن دیوار در زمان هخامنشیان و لشکرکشی اسکندر مقدونی به ایران درست نشده و نبوده است .
دوم : دیوار گرگان در زمان یزدگرد پسر بهرام گور ساسانی بنیاد نهاده شده ، دنباله اش را در زمان فیروز ساسانی گرفته بودند و چون سرانجام به دست خسرو اول انوشیروان به پایان رسیده یا دوباره سازی شد ، به مصداق « کار را که کرد آنکه که تمام کرد » مهر انوشیروان روی آن خورده ، و به نام او درآمده است .
سوم : دیوار گرگان که غیر از دربند خزر و قفقاز و آلان بوده گاهی با آن یکی شمرده شده است .
چهارم : نامهای زیر را برای دیوار و دربند گرگان می توان بر شمرد که بیشتر آنها در لغت نامه های فارسی نوشته نشده اند . اینها هستند آن نامها :
1- سد اسکندر – سد اسکندر – با روی اسکندر
2- دیوار خسرو – سد کسری – سد قیصر
3- دیوار دهستان – دربند دهستان
4- دیوار گرگان – دربند گرگان
5- دروازه چول – دربند چول – دربند صول – دروازه صول
6- دیوار انوشیروان – دربند انوشیروان
7- تجنبار
8- دیوار طمیش – دربند تمیشه
9- قزل آلان – غزل آلان – قزل ئیلان
10- ثغر غوز – دربند غوز
ب : سخنی دیگر درباره دربند و دیوار گرگان
از روی گواههای کتابها که نمونه هایش را آوردم به ظاهر به آسانی می توان داوری کرد که دیوار ودربند گرگان در زمان ساسانیان ، از روزگار یزدگرد پسر بهرام و فیروز پسر قباد تا زمان خسرو اول انوشیروان ساخته و یا تعمیر و تکمیل شده بود است . اما دلیلهایی زیر این فکر را قوت می بخشد اشکانیان بوده که سپس دستخوش ویرانگریهای کینه توزانه ساسانیان شده آن را به نام خود به ثبت رسانده اند ؟ این دلیلها را در زیر میتوان آورد :
1- از آنگاه ، که دیوار چین60 میان سالهای 246 تا 204 پیش از مسیح برای جلوگیری از بیابانگردان و تاخت و تاز آنها و راندنشان به سوی غرب و جنوب غربی ساخته شد ، تا زمان یزدگرد پسر بهرام گور ساسانی (459 – 438 میلادی) حدود 650 سال ، و تا زمان فیروز ساسانی (483 – 459 میلادی) ، حدود 700 سال و تا زمان خسرو انوشیروان (579 – 531 میلادی) ، حدود 750 سال فاصله است . بیشتر این فاصله دراز از تاریخ ایران نیز به زمان اشکانیان می خورد . آیا در این ششصد هفتصد سال تاخت و تاز و فشارهای انبوه و گسترده اقوام بیبانگرد آسیای مرکزی ، رو به ایران ، از خراسان و گرگان از میان رفته بود ؟
- اشکانیان با آنها جنگها نداشته اند ؟ اشکانیان از ساختمان دیوار چین و اثر بخش بودن آن سد دفاعی آگاه نبوده اند ؟ اشکانیان توانایی ساختن چنان دیواری حتی به مقیاس کوچک را نداشته اند ؟
ساختمان دربند و دیوار گرگان برای راه ابریشم میان چین و ایران سودمند نبود ؟ و … پاسخ همه پرسشها بالا منفی است .
2- گذشته از کشفیات باستان شناسی که در چند جای دشت گرگان صورت گرفته کهنگی تمدن قدیم آن ناحیه را تا دوره سیلک و شوش بالا برده است61 ، برای ساختن دیوار و دژ و دربند در ایران شمالی از زمان پیش از مادها نیز سند و مدرک کافی در دست است . در اسناد و سالنامه ها و نقشه ای آشوری ، که اکنون در موزه ها نگهداری می شوند ، به هنگام لشکرکشی آنها به سرزمین ماد ، که تا کنار کویر و نزدیک کوه دماوند هم آمدند ، از ثغرها و دربندها و دژها و ساختمانهایی یاد شده و یا تصویر آنها را کشیداند ، که بخوبی پیشه معماری و دژ سازی ایران را حتی پیش از مادها نشان می دهد .
« اسناد آشوری ، از جمله شهر اوشکایا62 uskaya را وصف می کنند که حصاری به ضخامت هشت ذراع داشته و نیز شهر دیگری به نام انیاس تانیا tanta anlas ، که در محلی میان اوشکایا و شهر تارواکیسا tarvakisa واقع بوده ، دو حصار و دو خندق داشته است … همچنین بیست و یک شهر در ناحیه سان گی بوتی sangibuti ، در کوهستان ارزابیا = arzabia ، همه حصارها را داشته اند به ارتفاع 120 خشت (= 15 متر) و همه نیز دارای دروازه ها و برجها بوده اند … نقش شهر کیش سیم kisesim نشان می دهد که آن شهر در روی یک مکان بلند و مسطح بنا شده بود و سه حصار داشت . به علاوه حومه شهرها نیز همه دارای استحکامات بودند و بعضی خانه ها شکل برج داشتند اما نقشه شهر هرهار herhar ، که نام شهر خلخال کنونی را به یاد می آورد ، وضعیت خاصی را نشان می دهد . در آن نقشه ، این شهر در ساحل رودخانه قرار گرفته و با یک حصار بسیار مرتفع ، که در آن چندین دروازه به شکل طاق دیده می شود … » 63
3- در تپه نوشیجان ، نزدیک ملایر ، که در آن کاوشهای باستان شناسی شده ، نمونه ای از یک دیوار بزرگ برای دژ و پیرامون آبادی ، از زمان مادها از خاک بدر آمده که عکس آن در کتاب (راهنمای آثار باستانی ایران) چاپ شده64 و نشان می دهد که فن ساختمان دیوارهای کلفت برای دفاع چقدر در آن روزگار رایج بوده است .
4- در زمان هخامنشیان در یکی از تنگه های باریک میان کوهستان البرز که راه گذر به دشت گرگان و پارت بود دربند و دژی برای پاسدارای ساخته بودند که چون داریوش سوم هخامنشی از اسکندر مقدونی شکست خورد حرمخانه و خواسته های گرانبهای خود را بدانجا فرستاد . اما اسکندر از همان دربند گذر کرده به گرگان درآمد . این تنگه را که مورخان و محققان ، سردره خوار شمرده اند ، مآخذ یونانی – portay kaspaiy یاkaspaiy – pulay نوشته اند که معنی : دروازه خزر یا دربند خزر یا تنگه خزر است . 65 احتمال دارد نام دربند قفقاز اطلاق شده ، گاهی با دربند و تنگه خزر در سر دره خوار و گرگان نیز با دربند و دیوار گرگان در کنار دریای خزر مخلوط شده یکی به جای دیگری بکار رفته باشد . به ویژه که در جای دیگر از کوههای طبرستان در پیرامون بهشهر و گلوگاه کنونی دژ و دربندی بود به نام دارا ، یا دزدارا ، یا دزآب دارا ، که دارای بزرگ ، یعنی داریوش سوم هخامنشی ساخته بود . 66
5- سد و دیوار و بند سازی در ایران زمان اشکانیان چیز نوپدیدی نبود . بندهایی که برای آبیاری بودند بند آب و بندها یا دیوارهایی که برای مرز و سنگر و پاسداری بودند دربند شمرده می شدند . امروز چندین بند آب ، مانند سه سد هخامنشی بر روی رودخانه کرخه عمرشان به دو هزار سال عمر دارد ، نمونه این گونه ساختمانها هستند . پس از آن نیز در ایران از این بندها ساخته شدند که شمار آنها زیاد است . از این رو به روزگار اشکانیان نیز برجاست و عمرش را دو هزار سال دانسته اند ساختمانش به زمان اشکانیان می خورد . 67
« پارتیان همچنین ، به گفته آرمین مارسلن ، شهر ساز هم بوده اند . شهرهایی مانند تیسفون و ولاشگرد و الحضر و تجدید بنای نسا و مرو از ایشان است … استرابون نوشته است که اتاقها ، در خانه های مغرب پارت بیشتر طاق ضربی داشتند … در بازپسین دوران پارت68 (اوایل سده سوم میلادی) ساختن اطاقی خاص که یک طرف آن باز بود و طاق ضربی داشت به نام خانه چهاگوش ، چهار ایوان بود که به حیاط مرکزی نگاه می کرد . این ایوانها ، شاید از آنها که در بین النهرین با تاریخ مشخص و معین دیده شده است ، کهنتر باشند . اگر چنین فرضی درست باشد ، می توان نتیجه گرفت که ایوان از ابداعات پارتیان است … در کار مهندسی و تکنیک ساختمان ، پارتیان از همسایگان غربی خویش ، یعنی رومیان برتر بودند…) 69 از این رو باید روشن باشد که دیوار و دربند سازی ، مانند ساختن دیوار گرگان برای اشکانیان کاری ناشدنی نبوده است .
6- در لغت نامه دهخدا برای قزل آلان ، به معنی : دربند و باروی گرگان ، چنین نوشته شده : « قزل آلان : با روی معروفی است در گرگان که اسکندر کبیر به منظور دفاع از گرگان و ده های اطرافش در مقابل حملات قبایل وحشی مشرق ساخت و انوشیروان ساسانی آن را تعمیر کرد . »
اگر منظور از اسکندر ، پسر فیلیپ مقدونی باشد که داریوش سوم را در 332 پیش از میلاد شکست داده ایران را گرفته ساختمانهایی مانند تخت جمشید را به آتش کشید که شرح بالا نادرست است . چه اسکندر وایرانگر که در 323 پیش از میلاد درگذشت در مدت 13 سالگی که برای کشور گشاییهای خود جایی آرام نداشت نه خیال سازندگی داشت و نه مجال آن را یافت . یونانیان و لشکرنویسان همراه ونیز چنین کاری را در کارنامه او یاد نکرده اند .
اما اگر منظور از اسکندر ، « اسکان – در skan – dara » یا اشکاندارا یعنی : در و درگاه اشک و اشکان و یا اشکان پسر دارا باشد در آن صورت ساختمان دربند و دیوار گرگان منسوب و اشک سردومان اشکانیان یا یکی یا چند تن از آنان می شود که استرآباد و گرگان سرزمین ویژه آنان بود .
درباره پیوند نام اسکندر یا اسکندر « سکن دار » که نام دو پایتخت آغازین سردومان اشکانیان در خاک گرگان بوده ، گواه زیر را از کتاب پارتیان ، نوشته مالکوم کالج می آورم :
« از بنیانگذار دودمان اشکانی یعنی اشک « به زبان پارتیان ارشک » بر یک سفال شکسته پیدا شده در نسا ، واقع در ترکمنستان روس ، که شهری بسیار کهن است ، یاد شده . اشک ، بنابراین شخصیتی است تاریخی … نخستین سالهای حکومت پارتیان به جنگ و تصرف هیرکانیا70 گذشت … پایتختی برپا کردند در « دارا dara » بر کوه « آپااورتنون apaortenon» ، که آن را به حدس نزدیک ابیورد دانسته اند و ژوستن71 از آن توصیفی جاندار به دست می دهد که هم دست یافتن بدان ناممکن بود و هم زیبا بود با زمینهای حاصلخیز پیرامونش و جویبارها و بیشه های پرشکارش .ایزیدور72 درباره این دوران کهن چنین می گوید که اشک ، در اساک واقع در استائنه = astaena » که پاره ای از استان پارت بود تاجگذاری کرد …. »73
مخلوط شدن نام اسکندر مقدونی
با نامها و اعلام دینی و اساطیری و تاریخی قدیم ایرانی
نگارنده برای نخستین بار گوشه ای از پرده ای را که روی معماری « اسکندر » کشیده شده به کنار زده گواههایی یافته ام که نشان می دهند :
اول : داستان تیر و ناهید ، دو ایزد عمده بسیار کهن مردم ایران باستان که سرزمین گرگان و استرآباد نام آنها را روی خود دارد و به ویژه اشکانیان آنها را ستایش می کردند ، و « اسکن – دارا » لفظی بوده به همان معنی : تیر ، ناهید ، که سده های بسیار پیش از درآمدن پسر فیلیپ به ایران در اندیشه مردمان رگ و ریشه داشته و گرامی بوده است .
دوم : در آیین هندیان باستان نیز « سکنده skada » نام ایزدی بود که پسر مهادیو دانسته می شد .
سوم : « اسکان » یا « اشکان ها » از گروه مردم سکایی بودند . خویشاوندی لفظی و تاریخی سک با شک و اشک که بیانگذار و سردودمان اشکانیان بود خود روشن است . گذشته از آن « سک» و « دارا» نام دو پایتخت آغازین اشکانیان در همین سرزمین گرگان قدیم بود ، از این رو « سکان – دارا» به عنوان سرزمین نیاکانی و نام دودمانی اشکانیان که خود را از فرزندان « دارا» می دانستند ، وسیله دیگری برای درآمیختن و یکی شدن این نامها را با نام بعدی « سکندر مقدونی » را سکو در نامیده می شود ) .
چهارم : تصادف تاریخی درآمدن اسکندر پسر فیلیپ به ایران و همنامی او با نامهای ایزدان و نیاکان و سرزمین و پایتختهای اشکانیان ، که ایران را از چنگ اسکندریان یونانی به در آورده و جانشین آنها شده بودند دستاویزی تبلیغاتی برای ساسانیان و موبدان ضد اشکانی شد تا به همراه بر انداختن همه آثار و نامهای زمان اشکانیان ، گرامیداشت نام اسکندر را که در باور مردمان و بیگانه پرستی و دشمن ستایی و کفر جلوه داده همه آنچه را که نام و نشانی از « اسکندر» داشت تنها به همان معنی پسر فیلیپ مقدونی وانمود کردند .
از آنجا که این مطلب تازه به روشن کردن گوشه ای از تاریخ و دین قدیم ایرانی کمک می کند و به ویژه برای تاریخ مردم شمال ایران سودمند خواهد بود ، از آن جداگانه در مقاله ای دیگر سخن خواهم گفت تا مبادا در اینجا رشته گفتار دراز و مایه ملال شود .
بنابراین سد سکندر به هیچ وجه به معنی و به یادبود اسکندر پسر فیلیپ مقدونی نبوده و مردم ایران که چنین نامی را نهاده و در ادبیات خود این همه بازگو کرده اند نظرشان به همان اعلام دینی و اساطیری و تاریخی خودشان بوده است . 74
پنجم : حمزه بن حسن اصفهانی مؤلف کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء که در 270 هجری قمری زاده شد و در سالهای 350 – 360 هجری قمری درگذشت درباره اسکندر مقدونی و نسبت های شگفت آوری که به آن زیانکار دادند چه نیکو گفته است : « چون اسکندر ، دارا را بکشت و به کشور ایران چیره شد زشتکاری آغاز نهاد و در ریختن خون مردمان زیاده آوری کرد. از بزرگان ایران هفت هزار تن اسیر به زنجیر کشیده در لشکر وی بودند که هر روز 21 تن ایشان را می کشت … اسکندر پیش از رسیدن بر بابل در راه درگذشت و همین سرزمین بابل بود که به دست اسکندر به تل خاکی تبدیل یافته بود . از جمله اخباری که داستان سرایان ساخته اند اینکه اسکندر در ایران 12 شهر ساخت و همه آنها اسکندریه نامید . در اصفهان و هرات و مرو و سمرقند و سغد و بابل و میسان ، در هر یک از اینها یک شهر و در سواد عراق چهار شهر ساخت . اما این خبر نادرست است . زیرا اسکندر مقدونی ویران کننده بود نه آباد کننده چون اسکندر بزرگان و صاحبان قدرت ایران را بکشت و شهرها و قلعه ها را با کشتن سربازانش و ویران کردن پناهگاهها و قلعه ها منکوب کردم . چه بیم داشتم که پس از من قصد سرزمین مغرب کنند . اکنون برآنم که فرزندانش را هم گرد آوردم و به پدرانشان ملحق سازم . تو در این باب چه می گویی … »75
ششم : نام خسرو و کسری ، که روی دیوار و دربند گرگان مانده ، تنها یادآور نام خسرو انوشیروان ساسانی نیست . شاهان تاریخی پیش از او نیز نام خسرو داشته اند .
چنانچه خسرو اشکانی (اشک بیست و چهارم ) که از 110 تا 128 یا 129 پس از مسیح پادشاهی کرد و پادشاهی توانا نیز بود همین نام را داشت . 76 پس اگر به این قرینه هم گفته شود که نام دیوار خسرو و یادگاری از نام یکی از شاهان اشکانی نیز می تواند بود ، سخنی به نادرست گفته نشده است .
هفتم : جاده ابریشم : راه بازرگانی میان چین و مغرب زمین از راه ایران بود که از دیوار چین آغاز و از کنار دشت گرگان می گذشت و به مدیترانه و روم می پیوست . چون این راه بیشتر برای بازرگانی کالای ابریشمی بود ، از این رو به نام جاده ابریشم یا راه ابریشم شناخته می شد . کالای ابریشمی که اشراف روم و غرب بسیار دوستارش بودند و آنها را به بهای گزاف می خریدند ، در روابط اقتصادی و سیاسی دولت های روم و چین و ایران و اقوام بیابانگرد آسیای مرکزی نقش بزرگی داشته است . چینیان راز پرورش کرم ابریشم و فرآورده های آن را چنان پنهان نگه می داشتند که تا سال 550 پس از میلاد غربیان از آن آگاهی نیافتند . تاریخ آغاز این را دانسته نیست . برخی ها گمان کردند بازرگانی ابریشم چین از زمان هخامنشیان در دست ایرانیان بود . « حتی به نقل روایات ، باعث حمله اسکندر مقدونی به ایران این بود که از طرفی مردم قلمرو او سخت طالب ابریشم بودند و از طرف دیگر ، ایرانیها ایریشم چین را به مقدار کم و به قیمت گزاف به مردم مغرب فروختند . جاده ابریشم به علت جنگهای دایمی و سکونت اقوام جنگنجو در راه ، همیشه دایر نمی ماند . مثلاً اشکانیان که با رومیان رقابت سیاسی داشتند ، تجار رومی را به آسانی اجازه عبور نمی دادند … »77
ایزیدور خاراکسی Isodor – Charax راه ابریشم زمان اشکانیان را که به چین می پیوسته در کتاب خود و به نام چاپار خانه های پارتی ، چنین تصویر کرده که ان راه از انطاکیه شام و کنار فرات واز آنجا به همدان و ری و نسا و مرو می رفته و سپس از بلخ و توران گذشته به چین می رسیده است . 78
چون « پایه اقتصاد پارت بر کشاورزی و بازرگانی استوار بوده »79 از این رو برای اشکانیان در رابطه با چین و روم دایر و امن بودن این راه و جلوگیری از دست درازیهای بیابانگردان آسیای مرکزی ، که درست در همین راه است که ضرورت ساختن دیوار یا دیوارهایی از روی نمونه چینی برای اشکانیان قابل توجیه است . دور نیست باجگیران ، که در پارت قدیم در حدود همین راه است و در لغت جای گرفتن باج و گمرک خانه معنی می دهد ، یادگاری از بازرگانی در همین راه و در پناه گذرگاه و دیوار گرگان باشد .
هشتم : نام اشک و شک وسکا ، روی بسیاری از اعلام جغرافیای ایران می توان بازیافت .
نهم : در ادب فارسی چند واژه هست که در ارتباط با اشکان و اسکند معنی ساختمان و خانه و دژ و دیوار و بارو و عمارت می دهد . در لغت نامه ها آمده است :
« اشکنش = دیوار برآوردن و عمات کردن – بر آوردن دیوار و ساختمان .
اشکو = سقف خانه – اشکوب – هر مرتبه از طبقه و ساختمان و پوشش خانه است .
اسکندان : کلیدان – محل بستن و گشادن درباغ و خانه و طویله مانند آنها است » .
این چند واژه ادبی گواه زنده ای است از خاطره ساختمان سازیها و آبادنیهای اشکان در یادها .
آنچه از گواه ههای بالا این این است که ساختمان دربند و دیوار گرگان پیش از ساسانیان پیشنه داشته اختصاصی گذاری آن به دوره ساسانیان پایه استواری ندارد .
اما بیشک در دوره ساسانیان آن را بازسازی یا تکمیل کرده اند .
پ : دیوار گرگان چه شده :
از سرنوشت دیوار گرگان پس از خسرو اول انوشیروان اگاه نیستیم . زمانی که عربان به گرگان آمدند ، دیوار دیگر سرپا نبوده ، سنگر و چیزی که بتواند جلوکسانی را بگیرد بشمار نمی آمده است . از این رو در سرگذشتهای آن زمان و نیز در تاریخهای طبرستان و مازندران اشاره ای به وجود این دیوار در آن دوره دیده نمی شود . میتوان گمان کرد ، امواج پیاپی بیابانگردان آسیای مرکزی ، که دربند گرگان راه بر آنها بسته بود ، آن دیوار یا دیوارها را پیش از خود برداشت و از آن دربند جز دیواری پاره پاره و ویرانه چیزی بر جای نگذاشت .
بلاذری در کتاب فتوح ابلدان نوشته که (سلیمان بن عبدالملک بن مروان) خلیفه اموی یزید بن مهلب بن ابی صفره را که از سرداران خونخوار عرب بود برای گرفتن گرگان فرستاد .
« یزید در زمستان را در خراسان گذرانید و سپس به جنگ گرگان شد . اهل گرگان دیواری از آجر گرد شهر کشیده بودند و از بیم ترکان در درون آن حصار گرد آمده بودند . و یک سوی شهر روی به دریا داشت . اما ترکان بر آن جای چیره شدند و شاه خویش را صول نامیدند »80
یزید پس از چیره شدن « خلقی عظیم از مردم گرگان بکشت و کودکان را به اسارت گرفت و کالبد کشتگان را بر دو جانب راهها بیاویخت » از دیوار بزرگ گرگان در این زمان نشانه ای نبوده و گویا از آجرهای همان دیوار بوده که مردم شهر گرگان به دور خود دژ کشیده بودند .
مرحوم سعید نفیسی نوشته است که مازیار آن دیوار را تعمیر کرد . اما چنین احتمالی ضعیف است . آنچه که مازیار ساخت خندقی بود در دامنه کوههای زیر فرمانروایی خود در طبرستان از این رو خندق مازیار با دیوار و دربند گرگان که از حوالی بندر گز و گمیشان از کنار دریا آغز شده رو به مرز خراسان از پیرامون شهر کنونی گرگان و حوالی رود گرگان و علی آباد کتول و دشت گرگان می گذشت فرق داشته است .
خرده ریز های بازمانده دربند دیوار گرگان
بازمانده های ویرانه دیوار و دربند گرگان را تا چند سال پیش در برخی جاها به بلندی یکی دو متر می شد بازیافت . اما همان ته مانده های با ارزش تاریخ کهن این سرزمین نیز از میان رفت. چنانچه امروزه باید از راه آجرها و ساروجهای دل خاک جاهای آن را رد یابی کرد . گذشته از گواه آجر و ساروج ، نامها روستا و جاها نیز برای وجود این دربند و یا زمان ساختمان آن راهنمای سودمندی هستند . دکتر منوچهر ستوده ، در جلدهای ششم و هفتم از کتاب : آستارا تا استرآباد ، یک رشته از اسناد تاریخی گرگان و از جمله وقفنامه های قدیمی آن سرزمین را چاپ کرده که نامها کهن بسیاری ار روستاها و جاها در آن اسناد برای پژوهش های تاریخی سودبخش اند . در آن اسناد نامهای جاهای زیر که در مسیر یا نزدیک به مسیر دیوار و دربند گرگان از کتول و علی آباد و سدن رستاق گرفته تا بندر گز در کنار دریا جا داشته اند ، نام دیوار و دربند گرگان را همراه نامهای پادشاهی اشکانی مانند ، اشکان – ولاش – نرسی و پادشاهان ساسانی مانند فیروز – انوشیروان ، به روشنی می توان بازشناخت . به روستای زیر بنگرید : 81
1- قزل آلنگ : این روستا همنام دیوار و دربند گرگان است .
2- دهستان برزمهین : یعنی دهستان برج وبارو و دیوار بزرگ گرگان است .
3- شهربند : یعنی شهر سد و دیوار و بندوبارو و دربند
4- شهربند شاسفان : شهر سد و دربند منسوب به شاسپان یا شاه اسپان . این نام شاید بشاسپان بود . چه گشاسپان نام دودمان فرمانروای پذشخوارگر از زمان اشکانیان تا پادشاهی خسرو اول نوشیروان بوده است .
5- ولاشکی - ولاش باغ - بلاوشیان : این هر سه ده نام ولاش را که روی چند شهریار اشکانی بود و بر خود دارند . البته نام ولاش در دوره ساسانی هم بوده اما میان شهر یاران اشکانی بیشتر بود برخورد دارند . البته نام ولاش در دوره ساسانی هم بوده اما میان شهر یاران اشکانی بیشتر رایج بوده است .
6- نرسی آباد بالا - نرسی آباد پایین : در کتاب پهلوی شهرستانهای ایران آمده که دهستان را ، که نام دیگر گرگان و یا بخشی از آن بوده ، نرسی اشکانی ساخت .
7- اشکنجه : یعنی جای اشکان .
8- فیروزقند : ینی فیروز کند . چنانچه در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار آمده بارویی را که فیروز ، پادشاه ناشناخته پش از اسلام و شوهر امله دیلمی ، در شرق طبرستان ساخت فیروزکنده می گفته اند . این فیروز کند نام فیروز ساسانی ، پدربزرگ انوشیروان را نیز بیاد می آورد که یک دسته از مآخذ قدیم او سازنده دیوار و دربند گرگان شمرده اند . خود فیروز نیز در جنگ با هیاطله های که این دیوار برای جلوگیری از آنها ساخته شده بود ، کشته شد .
9- خاک انوشیروان : پیوند این نام با انوشیروان خود روشن است برای این روستا دو نام دیگر نیز در همان وقفنامه یاد کرده اند یکی ابلیس کنده و یکی نوکنده یعنی این روستا که نام خسرو اول ساسانی انوشیروان ، سازنده یا تعمیر کننده دیوار و دربند گرگان را داشته ، به معنی خندق و آبادی ابلیس و نیز خندق و بارو و آبادی تازه نیز نامیده می شده است . به گمانم این ابلیس همان ابالیس = ابالیش = ااباله در زبان پهلوی ایت که در متون زردتشتی و پهلوی به هنگام نفرین و بدگویی بکار رفته . چنانچه ابالیس = ابالیش نا یکی از حکیمان دشمن آیین زردتشتی بوده که با موبد موبدان ساسانی گفتگو داشته و رساله ای از این گفتگو فراهم آمده به نام گجستک ابالیش یعنی : ابالیش ملعون . چون این اصطلاع زردشتی و ساسانی است و معنی ابلیس کنده ، به مفهوم ساختمان و کنده – اهرمن ، چنین می شود که پیش از آن ، لابد به زمان اشکانیان که ساسانیان آنها را همچون ابلیس و اهریمن معرفی می کردند ، این دربند ساخته شده بوده است . و نوکنده از این رو گفتند که دوباره و از نو ساخته گشت .
10- سیاوشک = سیاوشیان : این درست همان روستائی است که نویسنده کتاب جهان نامه نوشته تجنبار از علی آباد تا ناحیه سیاوشک و تا آبسکون کشیده شده بود .
11- انوشدادان در : نام جایی بود پس از مازندران در خاک گرگان که در تاریخ طبرستان82 ابن اسفندیار یاد شده است .
معنی این نام در و درگاه انوشدادان است . چون انوشک روان لقبی بود که موبدان و اشراف ایران به خسرو اول دادند ، انوشداد و انوشدادان نیز به او کنایه دارد .
این نامها می رسانند که بر روی دیوار و دربند گرگان برچسب و مهر اشکانیان و ساسانیان هر دو خورده بوده است .
معناهای واژه تجنبار
دیدیم که نویسنده کتاب جغرافیایی جهان نامه سد و دیوار گرگان را تجنبار نامیده است که نگارنده آن را عنوان مقاله خود ساخته ام . واژه و نام تجنبار که تاکنون به فرهنگهای فارسی راه نیافته و از آن آگاه نبوده اند از حیث معناهای لغوی نیز جالب است .
تجنبار ، مانند : پیلبار – سبکبار – گرانبار – گهربار – کولبار و … مرکب از دو واژه تجن = tajan و با = bar است .
الف : تجن ، دارای معنای زیر است .
1- نام یک گونه نی خیزران مانند است که در کنار دریای مازندران می روئیده . در سنکسکریت نیز تجنه ، به معنی : خیزان بکار می رود . 83
2- در دیلمی و طبری : تجن = tajan و تیجن = tijan نام گیاهی است همانند نی میان پر که خانه ها را در جلگه ها بدان حصار می کرده اند .
3- خود واژه تجن دو جزء دارد . یکی تج = taj که ریشه است . دیگران = an که پسوندی است برای نشان دادن حالت و صفت و نسبت و عینیت چیزی .
واژه تج به معناهای : روان بودن – تند و تیز شتافتن – تاختن – نفوذ کردن – تازیدن – تاخت و تاز کردن در همه زبانها کهن ایرانی گواه دارد . در اوستا و پارسی باستان : تک = tak – تج = taca تاچی tacaya یعنی روان بودند – تاختن . 84 در دیلمی در فعلهای : تجستن = va – tajassan – ,و تجستن = va – tajastan – دتجستن = da – tajassan دتجستن = da – tajastan هاتجسن = هاتجسن = ha – tajassan هاتجستن = ha – tajastan یعنی = مانند چیزهای گزنده تند و تیز بودن – به اطراف پیرامون خود ، مانند روغن و یا چیزهای نافذ کردن و بخش شدن و آنجا را دربرگرفتن ، و نیز افعال دیگری مانند ها تجانئن = ha- tajaneen که متعدی فعلهای بالاست و … بهمین معانی بکار می رود . در همه این فعلها ریشه همان تج است .
4- از این رو تجن = tajan در دیلمی یعنی : نفوذ کننده – نافد – تراونده به اطراف تازنده – تازان – تند و تیز و گزنده .
5- تجاو = tajav در دیلمی آب نافذ و گزنده و زبان سوز ، مانند برخی آبهای معدنی را گویند را گویند .
6- در سنسکریت = tejas یعنی : تأثیر یا نفوذ سحرآمیز – توانایی مؤثر – برنده – نوکدار – نوکیا – سرشعله یا شعاع نور که سخت نافذ است .
7- در پهلوی تچیتن = tacitan یعنی : تزیدن – تاختن – روان شدن – خارج شدن .
8- در فرهنگ فارسی : تجا = taja یعنی تند و تیز که تزیدن خویشامند نزدیک آن است . از آنچه که در بالا آوردم ، اکنون می توان دریافت که چرا – در شمال ایران ، در کناره های دریای گیلان و مازندران ، جاهای گوناگونی همین نام تجن روی خود دارند . مانند :
تجن : در تاریخ گیلان و دیلمستان نام مردم و رود روستایی است در گیلان در در کناره سفید رود و تجن گوکه : نام روستایی در نزدیکی سفید رود آمده .
تجن : نام روستایی در لاهیجان است . تجنک : نام دهی است در آمل – نام روستایی است در بابل – نام یک آبادی است در ساری سرچشمه می گیرد و به دریا می ریزد . تجن بار : روستایی است در آمل و … رود تجن که اکنون در آن سوی مرز سرخس و خراسان است نام دیگری است از همین نمونه .
ب : بار = bar دارای معناهای زیر است :
بار ، به عنوان یک لغت قدیم و پرکاربرد ایرانی در لغت نامه دهخدا بیش از 50 معنی دارد که با چند معنی آن در لغات محلی نزدیک به شصت معنا می یابد . از میان ان همه معناهای بار ، معناهای زیر با صفات و خاصیتها و معنی و مفهوم سد و دیوار گرگان که در برابر تاخت و تاز بیابانگردان تازنده و نفوذگر ساخته شده بود ، جور در می آیند .
1- پشته قماش و خروار و آنچه که برگشت می توان کشید و برداشت و حمل کرد ؛
2- مسئولیت و تکلیف ؛
3- وزن و سنگینی ؛
4- مشقت و رنج ؛
5- ثروت دارایی ؛
6- اجازه و رخصت دخول به نزد و پیش کسی که بزرگ و فرمانروا باشد ؛
7- ساحل کنار ؛
8- ایوان خانه و ایوان پادشاهان ؛
9- کنده و خندق ؛چ
10- یار و دوست ؛
11- قلعه و دژ و حصار و دیوار و باره و بارو ؛
12- ترس و احترام ؛
13- استدعا و درخواست ؛
14- بزرگی و بلندی و فرّ و شکوه ؛
بنابر گواههای بالا معناهای تجنبار چنین می شود : کنده و خندق و ساحل و کنار پر از نی و نیزار – جایی که پشته هایی از نی و نیستان دارد . کنده و خندق و سدی در برابر تاخت و تاز. دربند و قلعه و دژ و حصار و دیوار و باره ای در برابر تاخت و تاز و نفوذ . در و درگاه بزرگی و بلندی و فرّ و شکوه در برابر تاخت و تاز و نفوذ – مشقت و رنج در برابر تاخت و تاز و نفوذ . دیوان خانه و ایوانی شاهی در برابر تاخت و تاز ، اجازه و رخصت دخول به تاخت و تاز .
این معناها به راستی هم بازگوی همان انتظاراتی بوده اند که سازندگان دیوار تجنبار گرگانیان از آن داشته اند .
اینها بودند یادآوریهای کوتاهی درباره پیشینه تاریخی یک دیوار و سد بزرگ دفاعی ایرانی در دشت گرگان و معناها و نامهای ناگفته ای از آن .
دیوار دفاعی گرگان
دکترمحمد یوسف کیانی و مهندس محمد مهریار
دشت گرگان از نظر باستان شناسی از سابقه طولانی و درخشان برخوردار است . تحقیقات و کاوشهایی که توسط هیأتهای مختلف از نیم قرن گذشته در این منطقه به عمل آمده نشانگر آنست که حوزه شرق دریای مازندران به ویژه هیرکانای قدیم یا دشت گرگان فعلی یکی از مراکز مهم تمدن پیش از اسلام ایران بوده است . 85
نواحی شرقی و جنوبی دریای خزر که در تقسیمات جغرافیایی کنونی جزو استان مازندران و به گرگان دشت معروفند با دارا بودن تمدن پیش از تاریخ در زمان مادها جزو ناحیه نفوذ آنان درآمده و هو خشتره رهبر مادها در سال 612 پ . م . با برانداختن دولت آشور بر پارس و پرتو و گرگان استیلا یافت . 86
گرگان در زمان هخامنشیان یکی از ایالات مهم بوده و با ناحیه پارت و خراسان تشکیل ساتراپی را می داده که بر طبق کتیبه بیستون پرتو و به قول مورخان باستان هیرکانیا و بنا بر نوشته اوستا و هرکانا نامیده می شده است . همچنین در دوره هخامنشی به علت موقعیت خاص منطقه یکی از افراد معروف به فرمانداری این ایالت برگزیده می شده به طوری که پدر داریوش در زمان کوروش مدتی فرمانروای گرگان بود . 87 بعد از سقوط دولت هخامنشی ایالات شرق دریای خزر از جمله گرگان به دست اسکندر افتاد و در همین زمان است که بعضی از مورخان مانند دیو دور و اریان مطالبی درباره ایالت گرگان و نوشته و آن را از لحاظ حاصلخیزی از نواحی پر برکت جهان نامیده اند . 88
اشکانیان که از مشرق ایران برخاستند اولین ایالتی را که به دست آوردندخراسان و گرگان بود و بر طبق نوشته دیاکنف در سال 235 پ . م . پارتیان هیرکانی و قومس را تصرف کرده و آنها را از دست سلوکیان خارج ساختند . 89
در دروه ساسانی ایالت گرگان مورد حمله مهاجمین آسیایی مانند هیاطله قرار گرفت ، از این رو شاهان ساسانی مردم بسیاری را بدانجا کوچ و برای دفاع و جلوگیری از تاخت و تاز بیگانگان حصارهای بسیاری در آنجا ساختند .
حمله اعراب به ایرانیان و انقراض ساسانیان مدتی کوتاه نظام مملکت را دچار هرج و مرج کرد و اعراب با جنگهای متعدد به حکومت تقریباً چهارصد ساله ساسانیان پایان بخشیدند .
حملات اولیه اعراب در سال 50 هجری به این نواحی بی نتیجه ماند و در زمان منصور خلیفه عباسی مجدداً حملات به این نواحی آغاز شد و برای مدت کوتاهی توسط عمال عرب اداره شد ولی دیری نپایید دست اعراب از این نواحی کوتاه شد ولی سرانجام در سده سوم هجری آیین اسلام در شکل مذهب علویان در آن نقاط نفوذ یافت . 90
بعد از اسلام ، تمدن و فرهنگ ایران توجه آنان را جلب کرد و از آن زمان مورخان و جغرافیانویسان برای دیدن آن به ایران روی آوردند و در مورد ایالت مورد بحث ما مطالبی نوشته اند که حائز اهمیت است . 91
دشت گرگان در دوران حکومت ساسانیان ، آل زیار ، آل بویه مخصوصاً در زمان آل زیار از آبادانی ، فرهنگ اسلامی و اقتصاد ویژه ای داشته است . متأسفانه شهر گرگان از فتنه مغول در امان نماند و مانند شهرهای دیگر آباد و پرجمعیت ایران به ویرانی کشانیده شد . بعد از این ویرانی چندی نگذشت که در سده هشتم هجری مجدداً بر اثر حملات امیر تیمور به طوری منهدم شد که دیگر روی آبادی مانند گذشته ، به خود ندید . پس از تغییراتی که در اثر حملات مغول پیش آمد از لحاظ سیاسی گرگان ضمیمه مازندران گردید و بالاخره در سده اخیر شهر جدید گنبد قابوس در 5 کیلومتری شهر قدیم ساخته شد . هیأت کاوش های جرجان از سال 1350 ش . به بررسی های باستان شناسی در این منطقه مشغول بوده ، علاوه بر کاوشهای پایتخت آن یعنی جرجان ، به بررسی محوطه های باستانی دشت گرگان نیز اقدام کرده که هر یک از آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است . یکی از معروفترین اثر دشت گرگان دیوار دفاعی آن است که از نظر سیستم دفاعی و نظامی یکی از عجایب معماری دوره گذشته است.
متأسفانه در نیم قرن اخیر با تخریب دیوار برای استفاده از آجرهای آن ، همچنین توسعه کشاورزی و جاده سازی ، اغلب قسمت های دیوار از بین رفته است.
در این مقاله سعی شده است ، چگونگی احداث و نحوه معماری این دیوار دفاعی عظیم به علاقمندان میراث فرهنگی ایران معرفی گردد .
همان طور که گفته شد یکی از معروفترین آثار باستانی دشت گرگان دیوار آن است که به نامهای سد اسکندر ، سد انوشیروان ، سد فیروز و قزل آلان در طی ادوار مختلف شهرت یافته است . علی رغم اختلافات جزیی که در تاریخ احداث سد در نوشته مورخان و جغرافیانویسان به چشم می خورد اغلب ، احداث آن را به دوره ساسانیان نسبت داده اند .
ابن اسفندیار که کتاب خود را در حدود 613 هجری نوشته نام آن را « فیروزکند» ذکر می کند . 92 حمدالله مستوفی در نزهه القلوب نام آن را دیوار نهاده و سازنده آن را فیروز ساسانی می نویسد . 93 سیاقی نظام در فتوحات همایون که حدود 1007 هجری به تحریر آمده و تقریباً دو سده بعد از کتاب حمدالله مستوفی نوشته شده هنوز نام آن را دیوار و بانی آن را انوشیروان می شناسد . 94
بنابراین اغلب مورخان نام این بنای عظیم را دیوار می نامند و نام سد اسکندراحتمالاً در سده های 16 و 17 میلادی توسط جهانگردان اروپایی که به ایران مسافرت می کرده اند متداول گردیده است. در سده اخیر اشمیدت Schmidt با بررسی هوایی که در این منطقه انجام داده طول آن را 170 کیلومتر و زمان احداث آن را بین حمله اسکندر و اوایل اسلام می دادند . 95 لستر تامپسون Later Thompson در بررسی هایی جغرافیایی خود که حدود 50 سال پیش انجام داده این دیوار را یک بنای قدیمی ذکر می کند . 96
رابینو Rabino در کتاب مازندران و استرآباد می نویسد :
« بعد از آق قلعه به قزل آلان که آن اسکندر در مقابل حملات قبایل وحشی مشرق احداث کرده بود رسیدم . این دیوار مجدداً به وسیله انوشیروان تجدید بنا گردید » 97.
پروفسور آرنه Arne که بررسیهای این منطقه را انجام داده تاریخ بنای آن را به ساسانیان نسبت می دهد . 98 اخیراً پروفسور ریچارد فرای Frye در مقاله جالبی تحت عنوان « سیستم دفاعی عهد ساسانیان » زمان بنیاد دیوار دفاعی را به خسرو انوشیروان نسبت می دهد 99.
در کتاب آسمانی و الهی ، در سوره کهف آیات 82 الی 96 از ایجاد سدی در مقابل قوم مهاجم یأجوج مأجوج توسط شخصی به نام ذوالقرنین سخن به میان رفته است . موقعیت جغرافیایی این سد به نظر محققان مکانی در حوالی دریای خزر بوده است . عده ای از دانشمندان ذوالقرنین را با اسکندر مقدونی مطابقت داده و گروهی نیز کوروش شاه هخامنشی را ذوالقرنین می دانند . عده ای از محققان نیز ذوالقرنین را یکی از ملوک عربستان جنوبی دانسته اند . معانی ذوالقرنین را به تفاوت تفسیر کرده گروهی آن را فاتح قاره ، گروهی دارنده دو گیسوی دراز و بلاخره عده ای معتقدند به آنند که ذوالقرنین دارای کلاهی بوده که آن کلاه دارای دو شاخ بوده است .
با توجه به اینکه می دانیم در منطقه دریای خزر تقریباً پنج دیوار دفاعی یا سد بنیان گردید که به نامهای سد تمیشه ، سد دربند ، سد انوشیروان ، سد مرو و باب الابواب شهرت دارد و در حال حاضر به تحقیق نمی توان معین کرد که کدام یک از این دیوار دفاعی در مقابل قوم یأجوج مأجوج بنا گردیده ولی در آیات قرآن مجید در سوره کهف موقعیت جغرافیایی ان دیوار را بین دو کوه و مصالح آن را سنگ و آهن ذکر می کند .
شرح دیوار دفاعی گرگان
دیوار دفاعی از شرق دریای خزر در محلی به نام خواجه نفس شروع و پس از پیمودن شمال گنبد قابوس به طرف شمال شرق ادامه و در کوههای پیش کمر محو می گردد . طول دیوار در حدود 155 کیلومتر می باشد . امتداد اصلی دیوار هنوز به تحقیق روشن نیست و نمی دانیم که آیا این دیوار به شهرهایی چون مرو یا آسیای مرکزی ادامه پیدا می کرده یا در کوههای پیش کمر خاتمه می یافته است .
مورخان اسلامی نیز در نوشته های خود به تحقیق از آغاز و پایان امتداد دیوار ذکری نکرده و به نظر می رسد که از موقعیت جغرافیایی آن اطلاع کافی نداشتند .
در کتاب جهان نامه که در اواخر سده پنجم نوشته شده در فصل 16 تحت عنوان در ذکر بعضی عجایب می خوانیم :
« به حدود گرگان دیوار کشیده است از خشت پخته از سر کوه علی آباد تا ناحیت سیاوشک تا آبسکون ، و هر خشتی سی من تا چهل من و طول این دیوار پنجاه فرسنگ برآید . و این دیوار که بر دره گز و باورد به نزدیک دیه بغوره می گذرد و بریز شهر باورد در بیابان فرو گذرد بسوی سرخس؛ معلوم نیست تا هم از این دیوار است یا آن خود دیوار دیگر است . و آن دیوار به حدود گرگان است آن را تجنبار خوانند »100
در کتاب جهان نامه همچنین اطلاعات سودمندی درباره دیوار دفاعی دربند و قفقاز ذکر گردیده است . 101
در تذکره دولتشاه آمده است که :
« … و دیوار از آمل تا ابیورد و مرو ادامه داشته و از جوین مرو و فرغانه و خنجد کشیده شده است »102
در تاریخ مازندران که در سال 1044 هجری به تحریر آمده شیخ ملاعلی گیلانی می نویسد :
« نرسی که پسر بزرگش بود به سلطنت نشسته انوشیروان درصدد تربیت او بیشتر از پدر وی شد و او به فرمان انوشیروان سد دربند شروان را که عوام از اسکندر می دانند ساخت . »103
بنابراین از منابع مورخان مسیر و طول دیوار به درستی روشن نیست ، از آنجایی که تحقیقات درباره این دیوار عظیم در مرحله آغاز بوده به روشنی نمی توان طول و مسیر دقیق آن را تعیین کرد .
از طرفی مستوفی104 و بکران105 مسیر طول را 50 فرسنگ (300 کیلومتر ) ذکر می کنند ولی مسیر فعلی دیوار گرگان حدود 155 کیلومتر می باشد .
مسیر دیوار ، از طرف شرق به موازات گرگان رود پیشرفته و از محوطه های باستانی مهمی چون ، قره شیخ تپه ، ملا علی تپه ، ملک تپه ، قره محمد تپه که در قسمت شمالی دیوار واقع شده اند می گذرد . دیوار دفاعی در قسمت میانی از شمال شهر جرجان یا گنبد قابوس فعلی عبور کرده و پس از گذشتن از نقاط باستانی مهم چون : قلعه سلطانعلی ، قلعه قزاقلی ، قلعه گوگ ، یاس تپه و خرابه های بی بی شروان به طرف غرب ادامه پیدا می کند .
دیوار دفاعی از محوطه بی بی شروان به سمت جنوب تغییر مسیر داده و پس از گذشتن از اتلال و قلعه های معروف مانند : قلعه قارنیارق ، قزل قلعه ، آلتین قلعه و قلعه خرابه از شمال پهلویدژ گذشته و شمال گمیشان عبور کرده و به دریا می رسد . در نزدیکی دریای خزر مسیر دیوار به درستی معلوم نیست واحتمالاً به سبب تغییرات آب سطح دریا در ادوار مختلف از بین رفته باشد .
در حال حاضر دیوار در فواصل و مسیرهای مختلف بین 2 الی 5 متر ارتفاع دارد . عرض دیوار تقریباً 10 متر و در فواصل مختلف قلعه هایی در سمت جنوب دیوار ساخته شده که نزدیکترین فاصله قلعه ها 50 متر و طولانی ترین آن به ده کیلومتر می رسد.
شکل قلعه ها عموماً مربع یا مستطیل بوده و اندازه آنها متفاوت است : کوچکترین آن 120 × 120 متر و بزرگترین آن 200× 280 متر می باشد . تا زمان بررسی جمعاً 30 قلعه مورد شناسایی قرار گرفته اند ولی احتمالاً تعداد آنها به 40 قلعه می رسد . در قسمت شمالی دیوار خندقی به عرض 30 متر و عمق 3 متر قرار گرفته که بیشتر در قسمت میانی دیوار مشهور است .
لازم به یادآوری است که در قسمت میانی دیوار بین قلعه های 20 الی 30 آثار دو دیوار دیگر در شمال و جنوب به چشم می خورد و محوطه های باستانی پر اهمیت و فروانی نیز در اطراف آن وجود دارد . گرچه تحقیقات هیأت در مراحل نخستین بوده و اظهار نظر درستی نمی توان درباره دو دیوار دیگر ارائه نمود ولی احتمالاً این دو دیوار به علت خشکی و یا کم آبی گرگان رود تغییر مسیر داده و این تغییر جهت در ادوار مختلف باعث ایجاد دو دیوار انحرافی دیگر شده است . با توجه به اهمیت محوطه های باستانی اطراف آن شاید اولین دوره بنیان آن به پیش از عهد اشکانیان و یا حدود هزاره اول پیش از میلاد برسد . البته در دوره ساسانی به ترتیب احداث و تعمیر شده است .
فهرست واژه ها :
1- نخبه کامرانی . 123 و 124 ( ص 388)
2- کومش نام کهن سرزمین دامغان و پنج برج لقب و صفت مشخصه ای بوده است . (391)
3- ضحاک (ص 391)
4- اقوام پهله یا اشکانیان . (ص 391)
5- یزدگرد اول معروف به بزه گر پدر بهرام گور ساسانی . (ص 391)
6- دیده بان : معنی دربند و سنگر و استحکامات دیده بانی مانند دژ و دیوار هم می دهد . (ص 391)
7- چون ساسانیان شهرها و مکانهای تاریخی کهن را به نام خود نامگذاری تازه می کردند خسرو اول پسر قباد ساسانی یا خسرو انوشیروان نیز نام آن پنج برج را که ساخته ضحاک بود برگردانده پنج شهرستان به نامهای خسرو شاد و… که روی همه خسرو مشترک است نامید . (ص 391)
8- دستگرد : گویا به معنی مسلحه یا شهر ساخلو مانند بوده است (ص 391).
9- مارکوارت ، شهرستانهای ایران ، ترجمه صادق هدایت : « مجموعه نوشته های پراکنده » ، 419و420 – (ص 391)
10- سعید نفیسی ، احوال و اشعار رودکی . 178و 192 ( ص392)
11- چنانکه از متن کتاب پهلوی شهرستانهای ایران بر می آید سنجپیک غیر از چول و یبغو بوده است سنجبو یا سنجپیک را با چول و با یبغو مخلوط کردن خالی از دقت است . (ص 393)
12- عباس زریاب خوئی ، ساسانیان . تهران : دانشگاه آزاد ایران ، 43و 44 (ص 393)
13- بلادزی ، فتوح البلدان . چاپ مصر ، 275 و 276 . گویا این دیوار دربند آلان و خزر بوده و غیر از دیوار گرگان است . (ص 393)
14- همان « تمیشه» (ص 394)
15- ابن فقیه ، مختصر البلدان . ترجمه ح . مسعود ، تهران : بنیاد فرهنگ ایران ، 149 (ص 394)
16- ابن خردادبه ، مسالک و الممالک . متن عربی ، چاپ بغداد . (ص 394)
17- نگاه کنید به لغت صول در لغت نامه دهخدا و مآخذ آن . (ص 395)
18- ابن اسفندیار ، تاریخ طبرستان . چاپ اقبال . (ص 395)
19- در اینجا دروازه صول یا دیوار گرگان با باب الابواب و دربند خزر درهم و یکی شمرده شده است .
20- چولی در خراسانی یعنی : کولی و چولی قزک یعنی : اناهیاتا ایزدبانوی آب و باروری . (ص 395)
21- چاپ ایرج افشار ، 173 . (ص 395)
22- حدود العالم . چاپ منوچهر ستوده ، 143 . (ص 396)
23- فردوسی ، شاهنامه . ج 7-8 تهران : بروخیم ، 2327 ، 2328 ، 2329 . (ص 398)
24- غرر ملوک فرس و سیرهم . متن عربی ، فرانسه : زوتنبرگ ، 611 . (ص 398)
25- احتمال دارد لغت مزر یا خزر بوده که غلط نوشته شده . یا مزر و مرز نام دیگر سرزمین دارالمرز گیلان و یا دیلمان بوده است . (ص 399)
26- زین الاخبار . تصحیح عبدالحی حبیبی . تهران : بنیاد فرهنگ ، 31 . (ص 399)
27- اصطلاح (پادشاهان عرب و عجم) که به کار برده منظورش پادشاهان از سلسله گوناگون است و گرنه پادشاهان عرب به روزگار قدیمتر از زمان ابودلف در آن سرزمین نبوده و چیزی نساخته بودند که آثارشان برجا باشد . (ص 399)
28- رساله الاخری. چاپ شوروی، 39. (ص 399)
29- گویا اشاره به یزدگرد ستمگر و خشن باشد که (بزه گر) نامیده می شد.و او نوه شاپور دوم (ذوالاکتاف) بود و با لگد اسبی گشن و سرکش کشته شد. بلعمی در ترجمه تاریخ طبری این کلمه را (خشن) نوشته است: چاپ بهار و گنابادی، 921. (ص 399)
30- البدأ و التاریخ. متن عربی، فصل 13، 100. (ص 400)
31- ترجمه پاینده، ج1. 248. (ص 400)
32- همان منبع، ج1. 257. (ص 400)
33- چاپ اقبال، ج1. 153. (ص 400)
34- فارسنامه. چاپ بهروزی، 97. (ص 400)
35- دهستانی به همین نام امروز در گرگان هست. (ص 401)
36- شناخته نشد که کجا است. گویا میان گرگان و دریا بوده است. (ص 401)
37-ābaskon نام جزیره و بندری در کنار دریای خزر. (ص 401)
38- دره گز darah-gaz در خراسان. (ص 401)
39- bāvard در خراسان. (ص 401)
40- sarakhs شهر و ناحیه ای که اکنون مرز خراسان با خاک شوروی است.
41- tajanbār . (ص 401)
42- محمد بن نجیب بکران، جهان نامه. به کوشش محمد امین ریاحی، تهران: ابن سینا، 82. (ص 401)
43- رابینو، مازندران و استراباد. ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 112؛ در لغتنامه دهخدا، در لغت قزل آلان، به نقل از همین کتاب رابینو ادعا شده که این سد را اسکندر کبیر ساخت. (ص 401)
44- از سپهبدان مازندران از دودمان گیل گاوباره که از سال 66 تا 83 هجری برابر با 686 تا 702 میلادی در مازندران پادشاهی کرد. (ص 402)
45- مازیار māz-yār فرمانروای معروف طبرستان در 224 هجری برابر با 839 میلادی بر خلفای عباسی شورید و مسلمانان طبرستان را دسته جمعی کشتار کرد. دین پیش از اسلام را دوباره بر قرار کرد. داستان او در تاریخها معروف است. (ص 402)
46- qara-sū رودخانه ای در دشت گرگان است. (ص 402)
47- مازندران و استراباد. 34 و 35. (ص 402)
48- میرزا ابراهیم، سفرنامه استراباد و مازندران و گیلان و ….. به کوشش مسعود گلزاری، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 77 و 78. (ص 403)
49- کتابی است در سرگذشت مسیحیان و کشته شدن کسانی از آنان. (ص 403)
50- کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان. ترجمه رشید یاسمی، تهران: 1317، 200 و 226. (ص 403)
51- گی لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 404. (ص 404)
52- همان منبع، 400. (ص 404)
53- ر. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 306. (ص 404)
54- سعید نفیسی، تاریخ تمدن ایران ساسانی. ج1، تهران: دانشگاه تهران، 1331، 153. (ص 405)
55-Erich F.Schmidt. Flights over Ancient Cities of Iran.60,65- (ص406).69
56- یکی از این آجرها را آقای دکتر گرگانی به نگارنده هدیه کرده است که نزد خود دارم. (ص407)
57- منصور گرگانی، اقتصاد گرگان و گنبد و دشت. 13، 19، 21، 40، 42، 43، 44. (ص 409)
58- در آغاز به دریا پیوسته بود اما اکنون دریا پس رفته و حدود 5 کیلومتر فاصله پدید آمده است. (ص406)
59- syvaia A . Matheson . Persyia : an Archaeological Guide . Faber Ltd ,
London : 1967,67 این کتاب به لطف آقای همایون صنعتی زاده به دستم رسید . (ص 410)
60- دیوار بزرگ چین به بلندی 6 تا 15 متر و به ضخامت 5 ر 4 تا 5 ر 7 متر و به درازای 2000 کیلومتر ، با پیچ و خم ها تا 3200 کیلومتر در زمان شی هوانگ تی ، امپراتور چین از 246 تا 204 پش از میلاد ، میان مغولستان و چین در برابر بیابانگردان ساخته شد و چهار دروازه بزرگ داشت (دایره المعارف فارسی)
61- برای نمونه کشفیات باستان شناسی گرگان به کتاب : باستان شناسی ایران باستان . نوشته لویی واندنبرگ ، ترجمه دکتر عیسی بهنام ، چاپ دانشگاه تهران ، صفحات 7 تا 14 و پیوستهای آن نگاه کنید .(ص 412)
62 – اوشکایا بسیار به نام اشکایه و اشک نزدیک است . .(ص 412)
63- ارنست هرتسلفد ، تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی ، ترجمه علی اصغر حکمت 35 ، 36 ، 37 . هرتسلفد در صفحه 44 همان کتاب « سان گی بوتی » را همان ناحیه سهند آذربایجان دانسته است اما گمان می رود این نام به ناحیه زنگان بیشتر بخورد . .(ص 412)
64- صفحه 96 تصویر شماره 16 Persia : an Archaeological Guide.(ص 413)
65- دایره المعارف فارسی در لغت دروازه خزر . .(ص 413)
66- ابن اسفندیار ، تاریخ طبرستان ؛ رابینو ، مازندران و استرآباد ، ترجمه وحید مازندرانی . 215 .(ص 413)
67- به کتاب آب و فناوری درایران باستان . نشر وزارت آب و برق ، تهران : صفحات 233 تا 227 نگاه کنید . (ص 414)
68- در ترجمه کتاب پارتیان به جای واژه پارت ، « آشور» نوشته شده . معلوم است که کلمه آشور اشتباه است . (ص 414)
69- مالکوم کالج ، پارتیان . ترجمه مسعود رجب نیا ، تهران : وزارت فرهنگ و هنر ، 77 ، 107 ، 121 . (ص 414)
70- نام قدیم دیگری از گرگان (ص 415)
71- ژوستن مورخ رومی . (ص 415)
72- ایزیدور خارکسی مورخ دیگر . (ص 415)
73- پارتیان 22 . (ص 415)
74- یکی از شاهان اشکانی ، پسر اردوان سوم نیز نامش « دارا» بود . ایران باستان ، پیرنیا ، ج 3 ، 2407 . از این رو اشکان دارا به عنوان لفظ دیگر از اسکان دارا (= اسکندر ) می تواند زبانزد بوده باشد . (ص 417)
75- سنی ملوک الارض و الانبیاء که به نام تارخ پیامبران و پادشاهان به وسیله دکتر جعفر شعار ترجمه شده ، تهران : بنیاد فرهنگ ایران ، 39 ، 40 . (ص 417)
76- دایره المعارف فارسی . (ص 418)
77- دایره االمعارف فارسی . در لغت جاده ابریشم . (ص 418)
78- پارتیان 70 .(ص 419)
79- همان منبع 68. (ص 419)
80- فتوح البلدان ، ترجمه آذرتاش آذرنوش . تهران : بنیاد فرهنگ ایران 185- 188 .(ص 420)
81- منوچهر ستوده ، از آستارا تا استرآباد . ج 7 و 6 ، تهران : انجمن آثار ملی ، 268 – 289 – 501 و 502 . (ص 421)
82- تاریخ طبرستان . (ص 422)
83 فرهنگ نظام . (ص 423)
84- محمد مقدم ، راهنمای ریشه فعلهای فارسی در اوستا و پارسی باستان .(ص 423)
85- هیأت های مختلف باستان شناسی ، در نقاط گوناگون دشت گرگان اقدام به بررسی و کاوش کرده اند . که مهمترین آنها را می توان هیأت سوئدی ، فرانسوی ، انگلیسی و ایرانی نام برد که به ترتیب در محوطه های باستانی شاه تپه ، تورنگ تپه ، یاریم تپه ، و جرجان به تحقیقات پرداخته اند . (ص 428)
86- شاپوز شهبازی ، داریوش : شیراز ، 1350 ، 9 . (ص 428)
87- جهانداری داریوش . 9 . (ص 429)
88- اسد الله معینی ، جغرافیا و جغرافیای دشت گرگان 146 . (ص 429)
89- م . م دیاکنف ، تاریخ ایران باستان ، ترجمه روحی ارباب ، تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 146 . (ص 429)
90- پاول هرن ، تاریخ مختصر ایران . ترجمه رضا زاده شفق ، تهران : بنگاه ترجمه نشر کتاب 11. (ص 429)
91- تاریخ مختصر ایران 40 . (ص 430)
92- ابن اسفندیار، تاریخ مازندران. به اهتمام عباس اقبال، تهران: 1340، 72. (ص 431)
93- حمدالله مستوفی، نزهه القلوب. لیدن:1912، 195. (ص 431)
94- سیاقی نظام، فتوحات همایون، سال 1007 هجری رساله دکتری آقای شهریار عدل، پاریس: 1976، جلد اول، 418-419. از جناب دکتر شهریار عدل که مطالب زیر را در اختیار نویسنده قرار دادند کمال تشکر حاصل است.
« … و همه ساله لشکر خزر به تمیشه و ولایت طبرستان آمده نهب و تاراج می کردند. نوشیروان حکم فرمودکه سدی بر سر راه لشکر خزر بتا نهند. و استادان چابکدست و معماران صاحب وقوف به صد فرسنگ مسافت، حصاری بنا نهادند. و هر روز پنج خروار زر جهت خرج مقرر بود که از خزانه انوشیروان به آنجا برده، صرف عمارت آن سد می کردند. و چون اتمام نزدیک شد، زر در آن وقت در خزانه عامره نبود. از آذرماهان نامی کرمانی که چون قارون در کثرت مال و اسباب از ابنای روزگار ممتاز بود، مباغها قرض کرده به دستور می فرستادند و آخر اصطخریون نامی از فارس که جمعیتی وافر و ثروتی متکاثر داشت غیرت نموده به انوشیروان عرض کرد ه جه حاجتت پادشاه از ملکی دور دست مساعدت خواهد؟ اگر آذرماهان هر روز پنج خروار زر می دهد من هفت خروار می دهم که هرگاه پادشاه قدرت در ادای آن داشته باشد مؤعدی سازد. نوشیروان را خوش آمده اتمام آن سد در عهده اصطخریون کرده و اصطخریون هر روز هفت خروار خرج نموده به اتمام رسانیدند. بعد از اتمام عمارت سد به جرجان آمده گزارش بر آن زمین که حالا استراباد است افتاده محلی قابل عمارت یافته صورت بیشه و دریا و کوه بر کاغذی طرح کرده، به نظر نوشیروان رسانیده، گفت عمارت سد تمام شده و همچنان مبلغی باقیست و چنین محلی که قابل عمارتست یافته ام اگر اشارت فرماید شهری بنا کنم. نوشیروان قبول فرموده او را به معموری استراباد مأمور ساخت و اصطخریون به عمارت مشغول شده بعد از اتمام آن بخ اصطخرآباد موسوم ساخت و به مرور به استراباد مشهور گشت. واقعه یازدهم. (در ذکر سبب تشیع و محبت اهل استراباد نسبت به خاندان طیبین). » (ص 431)
95- Erich F. Schmidt. Flights over Ancient Cities of Iran. University of Chicago Press, 1940.
96- Lester s . Thompson , ” Geological Evidence for Ancient Civilizations on the Gurgan Plain , Bulletin of the American Institute for Iranian Art and Archaeology , Vol . v , no . 3 Jnne 1938, 196-200.
97- Rabino di Borgomale , Mazandaran and Astarabad , London : Luzac , 1928, 86
98- T.J. Arne .Excavation at shah tepe , Iran , the sino – Swedish Expedition , Publicatio, 27 . Stockholm : 1945, 7-11.
99- R.N . Frye , the sasanian System of walls for Defense , Studis in Memori of Gaston Wiet , ed . Marinam Rosen – Ayalon , Institute of asian and African Studis, Hebrew University of Jerusalem, Jersualem : 1977 , 15(433)
100- محمد نجیب بکران ، جهان نامه ، به کوشش محمد امین ریاحی تهران : این سینا ، 1342 ، 81 . (ص 435)
101- در جهان نامه همچنین آمده است :
« از بناهای عظیم نیز باب الابواب است . و آن شهر دربند خزر را گویند که یک جانب دو کوه است . که آن را جبال قبق گویند ، و دیگر بحیره آبسکون و دو دیوار باره این شهر از کوه درآمده است و به دریا در شده . و این دیوارها از سنگ است و گویند آنچه در دریاست از زیر می گداخته اند و فرو می ریخته تا با سطح آب برابر شده است ، آنگاه به سنگ آورده اند و این دو دیوار چنانچه به دریا در می شود تنگ تر می شود ، و به هم نزدیکتر می آید تا بعد میان ایشان به اندکی باز آید و کسی که از جانبی فرا رسد به میان این دو دیوار درآید و می آید تا به نزدیکی میان بازار . و بر دو طرف این دو دیوار زنجیری بسته اند از این دیوار تا بدان ، به جهت این تاکسی به اجازات و علم ایشان درآید و بیرون شود » صفحه 82 . (ص 435)
102- رابینو . مازندران و استرآباد . ترجمه وحید مازندرانی ، تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1343 ، 231 . (ص 435)
103- ملا شیخ علی گیلانی . تاریخ مازندران . تصحیح دکتر منوچهر ستوده تهران : بنیاد فرهنگ ایران ، 32 . (ص 435)
104 مستوفی ، 195 .(ص 436)
105- بکران ، (ص 436)
106- هیأت بررسی جرجان ، در بررسی های دشت منطقه گرگان سفال خاکستری رنگ را در اغلب محوطه های باستانی مشاهده و جمع آوری کرده است .
107- م . ی . کیانی ، « بررسیهای دشت گرگان » چهارمین سمپوزیم باستان شناسی تهران : انتشارات مرکز باستان شناسی ، 1355 ، 1 .
108- این سفال همچنین در محوطه های دیگر مانند یاریم تپه ، تورنگ تپه و شهر قومس به دست آمده است .
109- G.B. Fedorov and Z.A. Skiba , the Flucytuation of the Levels of the Blak and Caspain Seas in the Holocene Priod , Publication of the Academy of Sciences of the U.S.S.R,Geographical Seris , no 4 . Moscow: 1960 , 24-34 (in Rossian) .
فهرست منابع و مآخذ :
1- آب و فناوری در ایران باستان . نشریه وزارت آب و برق .
2- احوال و اشعار رودکی . سعید نفیسی .
3- از آستارا تا استرآباد . منوچهر ستوده . ج . 6 و 7 ، انجمن آثار ملی .
4- اقتصاد گرگان و دشت . منصور گرگانی .
5- ایران از آغاز تا اسلام . ر. گیرشمن . ترجمه محمد معین . بنگاه ترجمه و نشر کتاب .
6- ایران باستان . پیرنیا .
7- ایران در زمان ساسانیان . آرتور کریستن سن . ترجمه رشید یاسمی . این سینا .
8- باستان شناسی ایران باستان . لوئی واندنبرگ . ترجمه عیسی بهنام ، چاپ دانشگاه تهران .
9- البلدا و التاریخ . مطهربن طاهر مقدسی . متن عربی و ترجمه فارسی . ج . 3 ، « آفرینش و تاریخ » ترجمه محمد رضا شفیعی کدکنی ، بنیاد فرهنگ .
10- پارتیان : مالکوم کالج . ترجمه مسعود رجب نیا . وزارت فرهنگ و هنر .
11- تارخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی . ارنست هرتسفلد . ترجمه علی اصغر حکمت؛ انجمن آثار ملی .
12- تاریخ بلعمی . به کوشش ملک الشعراء بهار و پروین گنابادی ، وزارت فرهنگ .
13- تاریخ و تمدن ایران ساسانی . سعید نفیسی . دانشگاه تهران .
14- تاریخ طبرستان . ابن اسفندیار . اقبال .
15- جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی . گی لسترج . ترجمه محمود عرفان ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب .
16-جهان نامه . محمد بن نجیب بکران خراسانی . عکسی شوروی و چاپ ایران ، به کوشش محمد امین ریاحی ، ابن سینا .
17- حدود العالم . مؤلف ناشناس – به کوشش منوچهر ستوده ، دانشگاه تهران .
18- دایره المعارف فارسی . فرانکلین .
19- راهنمای ریشه فعلهای فارسی در اوستا و پارسی باستان و فارسی کنونی . محمد مقدم .
20- رساله الاخری . ابودلف . عربی ، شوروی
21- زین الاخبار . گردیزی . به کوشش عبدالحی حبیبی – بنیاد فرهنگ .
22- ساسانیان . عباس زریاب خوئی ، دانشگاه آزاد ایران .
23- سفرنامه استرآباد ومازندران و گیلان و … میرزا ابراهیم . به کوشش مسعود گلزاری ، بنیاد فرهنگ .
24- سنی ملوک الارض و الانبیاء حمزه اصفهانی . ترجمه فارسی « تاریخ پیامبران و شاهان». ترجمه جعفر شعار ، بنیاد فرهنگ .
25- شاهنام فردوسی . بروخیم و چاپ شوروی .
26-شهرستانهای ایران . مارکوارت . ترجمه صادق هدایت ، مجموعه نوشته های پراکنده هدایت. امیر کبیر .
27- غرور ملوک فرس و سیرهم . ثعالبی . عربی و فرانسه . زوتنبرگ .
28- فارسنامه . ابن بلخی ، بهروزی .
29- فتوح البلدان . بلاذری . عربی چاپ مصر و ترجمه فارسی آذرتاش آذرنوش، بنیاد فرهنگ.
30- فرهنگ نظام .
31- لغت نامه دهخدا . علی اکبر دهخدا .
32- مازندران استرآباد . رابینو . ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی . بنگاه ترجمه و نشر کتاب .
33- مختصر البلدان . این فقیه . ترجمه ح . مسعود . بنیاد فرهنگ .
34- مروج الذهب . علی بن مسعودی . ترجمه پاینده ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب .
35- مسالک الممالک . ابن خردادبه . متن عربی ، بغداد .
36- مسالک الممالک . اصطخری – به کوشش ایرج افشار . بنگاه ترجمه و نشر کتاب .
37- بایگانی مرکز اسناد و مدارک فرهنگی پایگاه میراث فرهنگی دیوار بزرگ گرگان.
38-Erich F. Schmidt . Flights over Ancient Cities of Iran . University of Chicago Press , 1940 .
38-Sylvia Matheson . Persia an Archaeological Guide . London : Faber & Faber Ltd , 1967 .
دکتر منوچهر ستوده